اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤
بر اين اساس گروهى در تفسير اين گونه آيات توقف كرده و گروه ديگر به ظهور آيات تمسك كرده و گروه سوّمى آنها را توجيه و تأويل كردهاند.
«كراميّه» مىگويند خداوند داراى مكانى به نام عرش است كه بر روى آن قرار مىگيرد و همچنين خداوند به صورت جوانى در مىآيد!
«مشبّهه» نيز خداوند را جسمى مانند اجسام مىدانند داراى گوشت و خون و انگشت [تعالى اللّه عما يقولون] ابن تيميّه نيز با توجه به ظهور آيات، خداوند را داراى صفات جسمانى از قبيل دست، چشم و مكان مىداند.
نويسنده كتاب حصون الحميديه در باره بطلان اين نظريات چنين مىنويسد:
ما معتقديم كه نصوص متشابه داراى معناى صحيحى مناسب با ذات بارى تعالى است كه خالى از مشابهت با حوادث و پديده ها مىباشد و اين معانى ظاهرى كه لازمه آن حدوث و مماثلت با حوادث است، معناى واقعى آيات و روايات نيست. اين عقيده، عقيده سلف صالح نيز بوده است لكن چون برخى از فرقه هاى بدعت گذار ظهور كردند و به ظواهر آن آيات متشابه تمسّك كردند و به معناى ظاهرى آنها معتقد شدند، گروهى از متأخرين از علما ترسيدند كه اين بدعتها در اعتقاد ضعيفان اثر كند بدين جهت به تأويل پرداختند و آيات را بر معناى موافق و مناسب با دلايل عقلى تأويل نمودند. «١»
شرح عقايد نسفى» نيز راه تأويل را مىپذيرد و در پاسخ كسانى كه به ظواهر آيات تمسك كردهاند مىنويسد:
اين برداشت جز توهم محض چيزى نيست؛ زيرا دلايل قطعى بر تنزيه و پاكى خداوند اقامه شده است. بنابراين دو راه بيشتر وجود ندارد؛ يا اينكه علم و فهم اين گونه نصوص به خداوند واگذار شود، چنانكه شيوه پيشينيان بوده است «٢» يا با تأويلات صحيح بر معانى مناسب حمل شود تا جلو طعن افراد نادان گرفته شود چنان كه شيوه متأخرين مىباشد. «٣»
در حاشيه شرح عقايد نسفى نوشته است: