اصول اعتقادات اهل سنت

اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩

فصل هشتم امامت و خلافت‌ ضرورت وجود امام‌ بدون ترديد انسان نيازمنديهاى گوناگونى دارد كه به تنهايى قادر به برطرف نمودن آنها نيست بلكه بايد در كنار همنوعان و همفكران خود جامعه‌اى را بسازد تا در پرتو همكارى و هميارى به حيات خويش ادامه دهد. هر چند براى رسيدن به كمال مطلوب نياز به دو عامل مهم و ارزشمند ديگر وجود دارد: يكى قانون و ديگرى پيشواى عادل و دادگستر؛ و در صورتى جامعه به فلاح و سعادت خواهد رسيد كه از اين دو عامل مهم بهره‌مند باشد. به عبارت ديگر ضامن اجراى قانون امام و پيشواى عادل است. درپرتو وجود پيشواى عادل، قسط و عدل در جامعه حاكميت پيدا مى‌كند، نزاعهاو جنگها پايان مى‌يابد، نيروهاى مسلّح و ارتش نظم و انسجام يافته و براى دفاع از ارزشهاى انسانى و اسلام آماده مى‌شوند، جمعه، جماعات و اعياد بزرگ اسلامى با شكوه برگزار مى‌گردد. از اين رو علما و دانشمندان اسلامى وجود امام و خليفه را لازم و ضرورى دانسته‌اند. «١» نسفى از پيامبر (ص) نقل مى‌كند: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ امامَ زَمانِهِ ماتَ مِيتَةً جاهِلِيَّةً» «٢» كسى كه بدون شناخت امام عصر خويش بميرد مانند عصر جاهليت مرده است. از اين روايت اهميّت وجود امام و شناخت وى به خوبى روشن مى‌شود. «٣»