اصول اعتقادات اهل سنت

اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥

اشاره با بعضى از جوارح و با كتابت و نوشتن نيز محقق مى‌شود. وحى در لغت به معناى، سخن سرّى و پنهان نيز آمده است و لذا به آهسته سخن گفتن، وحى گويند؛ زيرا گوينده، بطور پنهانى مخاطب را از مقصد خود آگاه مى‌سازد تا ديگرى متوجه نشود. «١» واژه وحى در قرآن به همه معانى فوق به كار رفته است [اما در مجموع‌] به مفاهيمى كه از جانب خداوند به پيامبران القا مى‌شود وحى گفته مى‌شود. «٢» غزالى مى‌گويد: وحى يك احساس عرفانى است كه شخص پيامبر آن را در نفس خود مى‌يابد و يقين دارد كه از جانب خداوند است، خواه با واسطه باشد و يا بدون واسطه. «٣» اقسام وحى‌ وحى داراى اقسام و صورتهاى گوناگونى است. قرآن كريم مى‌فرمايد: «ما كانَ لِبَشَرٍ انْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ الَّا وَحْياً اوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ اوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِاذْنِهِ ما يَشاءُ» «٤» براى هيچ بشرى توان سخن گفتن با خدا نيست مگر با وحى و يا از پس پرده و يا فرشته‌اى مى‌فرستد تا به فرمان او هر چه بخواهد به او وحى كند. از آيه مباركه سه نوع وحى استفاده مى شود: ١- وحى بصورت مستقيم؛ چنانكه گاهى پيامبر اسلام (ص) بطور مستقيم وحى را از جانب خداوند متعال دريافت مى‌كرد. ٢- وحى از پس پرده و حجاب؛ در اين نوع وحى نيز فرستاده اى واسطه نيست بلكه خداوند با ايجاد صدا در يك موجود، آنچه بخواهد به پيامبر مى‌رساند آنطور كه در باره حضرت موسى اتفاق افتاد كه حضرت حق از راه درخت با موسى تكلم كرد.