اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
«قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ اْلَارْضِ امْ مَنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ اْلَابْصارَ وَ مَنْ يُخْرِجُالحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يَخْرِجُ الْمَيِّتُ مِنَ الْحَىِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْامْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ» «١»
بگو (اى رسول ما) چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مىدهد؟ يا چه كسى مالك گوش و چشمهاست؟ و چه كسى زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مىآورد؟ و چه كسى (امور را) تدبير مىكند؟ بلافاصله خواهند گفت، خدا.
«قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعرَشِ الْعَظيمِ سَيَقُولُونَ اللَّهُ» «٢»
بگو چه كسى پروردگار آسمان هفتگانه و عرش بزرگ است بى درنگ خواهند گفت خدا. بنابراين تدبير كننده كارها، روزى دهنده و تربيت كننده و در يك كلمه، پروردگار پديدههاى هستى آفريننده آنهاست. «٣»
٤- توحيد عبادى
مقصود اين است كه تنها موجودى كه شايستگى پرستش و خضوع را دارد آفريننده و پروردگار جهان است و موجود ديگرى صلاحيّت اين مقام را ندارد. قرآن مىفرمايد:
«قُلْانَّ صَلاتى وَ نُسُكىوَ مَحْياىَ وَ مَماتىلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ لا شَريكَ لَهُ ... «٤»»
«بگو نماز و عبادت و حيات ومرگمتنهابراى پروردگارعالماست و هيچ شريكىبراىاونيست»
درآيه ديگر، همگىاهلكتاب را نيز بهعبادت و خضوع در برابر خدا فرامىخواند و مىفرمايد:
«قُلْ يا اهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا الى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ انْ لانَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَ لانُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لايَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ» «٥»
اى اهل كتاب بياييد بسوى كلمه اى كه بين ما و شما مساوى است [و آن كلمه اين است] كه پرستش نكنيم جز خدا را، و چيزى را براى او شريك قرار ندهيم و برخى از ما برخى ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.
توحيد عبادى، نتيجه توحيد ربوبى است يعنى وقتى كه ثابت شد، كارگردان و مالك و مدبّر جهان خداست جز در برابر او نبايد خضوع و عبادت انجام داد. «٦»