اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
اگر نيازمند باشد ولى به واجب منتهى شود اما اگر صورتى غير از اين باشد (يعنى به وجودى نياز دارد كه آن وجود نيز به ديگرى همين طور تا آخر) تسلسل لازم مىآيد و آن از نظر عقل محال است. پس بايد به وجودى برسيم كه در هستى بى نياز از ديگرى باشد و آن واجب الوجود است كه همه موجود ات و هستيها به او وابسته و مرتبطند. «١»
٣- برهان نظم
اين برهان نيز از دو مقدمه و يك نتيجه تشكيل شده است:
الف- در جهان هستى تا آنجا كه فكر و انديشه بشر به آن رسيده است بجز نظم و دقّت و هماهنگى مشاهده نمىشود. چنانكه همه دانشمندان و پژوهشگران بزرگ در بررسى هاى خويش به اين مطلب اعتراف كردهاند.
ب- هيچ نظمى بدون ناظم تحقق نمىيابد.
پس جهان نيز ناظمى دارد.
٤- برهان فطرت
بهترين راه خدا شناسى راه فطرت و دل است. مقصود از راه فطرت اين است كه يك شعور باطنى و كشش درونى انسان را بسوى خدا راهنمايى مىكند.
در شرح مقاصد مىنويسد كه هر شخصى با فطرت خودش وجود خداوند را درك مىكند بويژه در هنگام سختيها و مشكلات. بدين جهت معروف است كه دين اسلام براى اثبات «وجود خدا» نيامده بلكه براى اثبات «توحيد خدا» آمده است چنان كه قرآن نيز از بداهت وجود خدا سخن مىگويد:
«وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ اْلَارْضَ لِيَقُولُنَّ اللَّهُ» «٢»
اگر از مشركان و كافران بپرسى كه چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟ به طور حتم خواهند گفت: خدا.
در آيه ديگر فرموده است: