اصول اعتقادات اهل سنت - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩
فصل اول خدا شناسى و راههاى آن
بحثى كه مىتواند عنوان مبنا و اساس خداشناسى قرار گيرد، اين است كه آيا معيار شناخت خالق و آفريننده جهان هستى، عقل است يا حسّ؟
در پاسخ به اين سُؤال دو نوع تفكر و انديشه وجود دارد: تفكر حسّى: تفكر عقلى.
گروهى همه چيز را با ديد حس مىنگرند و هرگز از محدوده حواس پنجگانه تجاوز نمىكنند و بر اين اساس مى گويند تنها عقيده وايمان به چيزى لازم مىشود كه با حس و تجربه قابل شناخت باشد. اما گروهى ديگر تفكر عقلى را فوق تفكر حسى دانسته و آن را معيار شناخت جهان و خالق قرار دادهاند و منطق حس را براى شناخت جهان كافى ندانسته حتى عقل را بر طرف كننده خطاهاى حواس نيز مىدانند.
على بن ابى طالب (ع) فرموده است
«لَيْسَتِ الرَّوِيَّةُ كَاْلمُعايَنةِ مَعَ اْلَابْصارِ فَقَدْ تَكْذِبُ الْعُيُونُ اهْلَها وَ لايَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ السْتَنْصَحَهُ» «١»
تفكر مانند مشاهده با چشم نيست زيرا چشم گاهى گزارشهاى دروغ مىدهد ولى عقل كسى را كه از او نصيحت طلبد نمىفريبد، (بلكه از هرگونه اشتباه و خيانت محفوظ است).
قرآن كريم، جهان غيب را در كنار عالم شهادت يادآورى نموده و ايمان به آن را لازم مىداند. معرفت جهان غيب و ايمان به آن بدون تفكر عقلى، هرگز امكانپذير نمىباشد، زيرا احساس، تنها در محدوده ماده مؤثر است، كاربرد دارد و نمىتواند به آغاز جهان و مبدأ پيدايش آن كه يك امر غير محسوس است پى ببرد، بدين جهت انسان مادى جز