تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٩٢

برخاستند و به كشتار مسلمانان دست زدند و جنگ نهروان را پديد آوردند. «١» از بررسى كلمات امام در نهج‌البلاغه برمى‌آيد كه خوارج داراى ويژگيهايى بودند كه موجب غرور آنها شد و بعضى هم فريب شعارهاى آنها را مى‌خوردند و آنها را بر حق تلقى مى‌كردند. عواملى كه موجب شد عده‌اى آنان را افرادى به حق بدانند به قرار زير بود:
١- شعار حق‌جويى.
٢- عبادت بيش از حدّ معمول‌ امام عليه السلام در مقابل مخالفت اين گروه، نخست به آنان پند و اندرز داد و اتمام حجت نمود تا از اين راه آنان را از بدانديشى باز دارد درحدى كه فرمود:
«فَانْ ابَيْتُمْ الَّا انْ تَزْعُمُوا انّى‌ اخْطَأْتُ وَ ضَلَلْتُ فَلِمَ تُضَلِّلَونُ عامَّةَ امَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله بِضَلالى‌ وَ تَأْخُذُونَهُمْ بِخَطيئَتى‌ وَ تُكَفِّرُونَهُمْ بِذُنُوبى‌» «٢» گيرم كه شما جز به تخطئه من قانع نمى‌شويد ديگر چرا به بهانه گمراهى من همه امت محمد صلى الله عليه و آله را گمراه مى‌دانيد و تكفيرشان مى‌كنيد؟
موعظه‌هاى امام برايشان سودى نبخشيد و سرانجام پيامدهاى ناگوار اين سرپيچى را چشيدند. چنانكه امام در ضمن سخنى فرجام آنان را پيش‌بينى كرده بود.
بى‌گمان نافرمانى از نصيحت ناصحى دلسوز و دانا و پرتجربه، برگ و بارى جز سرگردانى ندارد و پى‌آمدى جز پشيمانيش نيست. در جريان اين حكمت من رأى خود را با شما در ميان نهادم و عصاره انديشه‌هايم را باز نمودم «اما اى كاش از قصير اطاعت مى‌شد» «٣» ولى شما در مقابل، چونان مخالفان ستمكار و پيمان‌شكنانى عصيانگر، از پذيرش رأى من سرباز زديد، تاجايى كه نصيحت‌گر در ابراز خيرانديشى خود به ترديد افتاد، و جرقه در سنگ چخماق فرو مرد. «٤»