تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١١
مقدمه تاريخ، منبع معرفت و مخزن تجربههاى فراوانى است كه با مطالعه آن مىتوان به علل حيات يا مرگ جامعهها و عوامل ظهور يا سقوط تمدّنها و جريانهاى سياسى و اجتماعى پى برد و سرنوشت آيندگان را به آسانى پيشبينى كرد و راهشان را روشن ساخت؛ زيرا شناخت آينده مستلزم شناخت گذشته است. واگر گذشته را نشناسيم راه آينده را نيز به خوبى نخواهيم پيمود.
دقت در روش تاريخنگارى و روش تحليل حوادث تاريخى در «قرآن» و «نهجالبلاغه» و نيز واقعبينى و درسآموز بودن تاريخ، به ما قدرت مىدهد كه تاريخ هدفدار، روشنگر و حركتآفرين را بشناسيم و قانونمندى جامعه و سنن حاكم بر تاريخ را باور كنيم.
تاريخى كه با روش صحيح و واقعبينانه تحليل نشود، از حوزه گزارش و آمار نگذرد و از نسبشناسى و هويّت فردى رجالتاريخى، فراتر نرود و گذشته را به آينده پيوند ندهد، به افسانهاى تبديل مىشود كه در «نقل سطحى وقايع» خلاصه مىشود و همچنان راكد و بىروح مىماند.
ما اين موضوع را در قرآن و نهجالبلاغه، هر چند به صورت گذرا و به اختصار، مورد بررسى قرارداديم تا ببينيم اين دو منبع بزرگ، تاريخ را با چه هدفى و با چه روشى تحليل