تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٤٤
خلاصه نقد و نظر مجموعى، از شيوههاى خاصّ قرآن و نهجالبلاغه در مسائل تاريخى است؛ يعنى قرآن، افزون بر شخصيّت فردىِ يكايك مردم، براى امّت نيز شخصيّت مستقل قائل است و انعكاس كارهاى خوب و بد را در آيينه كُلّى جامعه مىبيند و در پاداش و مجازات، همه آنها را شركت مىدهد همچنين نسلهاى گذشته و آينده را در ساختار تاريخ، در يك رديف مىشمارد و سرنوشت جوامع را با تقطيع زمان و در طول و عرض هر عصر و نسل، تحليل مىكند. چگونگى بيان مقطعى از تاريخ يهود، قوم ثمود و برخورد حضرت نوح با قوم خود، نمونه بارزى از اين شيوه است و همچنين استعمال اصطلاحاتى چون، جيل، جماعت و ... نمودار روشنى از اين روش در نهجالبلاغه محسوب مىشود.
در نظر گرفتن تشابه و نقاط مشترك حوادث، و همچنين موازنه و تطابق در دو شخصيّت يا در دو حادثه تاريخى، روش ديگرى در تجزيه و تحليل مقولههاى تاريخ در قرآن و نهجالبلاغه است. درك اين روش و موارد آن، دقّت بيشترى مىطلبد و آثار زيادى بهدنبال دارد. نقل گوشههايى از تاريخ زندگى حضرت مريم، زكريا، يحيى و عيسى عليهم السلام و همچنين مقايسه صاحب دو باغ با ذوالقرنين به ترتيب از مصاديق بارزِ روشِ «تقارن» و «موازنه» است.
انديشهزايى، انگيختگى بر تدبّر و تشويق به برداشت صحيح و مثبت از رويدادها شيوه ديگرى از نگرش تاريخى قرآن و نهجالبلاغه است. مطالعه در آثار محسوس بيتاللَّه. يادآور تاريخ گذشته آن و گوياى شخصيت آسمانى سازنده آن است و به همين دليل «آيات بينات» خوانده شده است.
پرسش ١- مقصود از نگرش مجموعى چيست؟
٢- بعد عمودى نگاه كُلّى بر امّت را با ذكر نمونهاى توضيح دهيد.
٣- روش «تقارن» با «موازنه» چه فرقى دارد؟
٤- انديشهزايى چه روشى است؟