تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١٠١

خلاصه‌ حادثه «اصحاب اخدود» از حوادث تكان‌دهنده تاريخ بشريت است. آنها عدّه‌اى از يهود بودند كه پيروان مكتب آسمانى را به جُرم ايمان به خدا، در كوره‌هاى آدم‌سوزى زنده زنده مى‌سوزاندند.
يادآورى اين واقعه، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را به تأثّر عميق فرو مى‌برد و از سختى بلا به خدا پناه مى‌برد.
حضرت على عليه السلام، ميثم تمّار و تعدادى از يارانش را نمودارى از سوختگان اصحاب اخدود و نشانه‌اى از ايثار و استقامت آنان اعلام مى‌كرد.
هنگامى كه حضرت سليمان عليه السلام توسط «هُد هُد» مطّلع شد كه زنى در «سباء» بر مردم آفتاب پرست اين سرزمين حكومت مى‌كند، طى نامه‌اى او را به توحيد فرا خواند. بلقيس نخست او را با هداياى زياد آزمايش و به نبوّت وى يقين كرد. سپس به ديدار او شتافت و با مشاهده كاخ بلورين و قصر استثنايى حضرت سليمان آيين او را پذيرفت.
«قوم تُبَّع» از اقوام مقتدر، متموّل و حاكم يمن بودند. آنها به دليل غرور ناشى از قدرت مالى و دفاعى، به مواعظ بزرگِ قبيله خود «اسعد ابوكرب» گوش فرا ندادند و از اصل فطرى توحيد و فضايل انسانى روگردان شدند و به گمراهى خود اصرار ورزيدند و در نتيجه به هلاكت رسيدند.
حوادث مهمّى از تاريخ اسلام و مسلمانان، اديان و اقوام گذشته، در نهج‌البلاغه آمده است كه سرگذشت «اصحاب رَسّ» از جمله آنهاست؛ آنان قومى بودند كه درخت صنوبرى مى‌پرستيدند و به تعداد دوازده شهر بزرگ و آباد خود جشن مى‌گرفتند و پاى درختها و چشمه‌سارهاى خود قربانى مى‌كردند. خداوند پيامبرى را برايشان فرستاد ولى او را كشتند. خداوند هم نابودشان كرد.