تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٧٢

حقيقى بيرون است. «١» ولى عده‌اى آن را نمى‌پذيرند و كمال را از مفاهيم ارزشى نمى‌دانند بلكه معتقدند كه آن، از سنخ مسائل حقيقى است و مفهوم كمال، تابع سليقه‌هاى فردى و اميال شخصى نيست بلكه محك‌پذير و نفى و اثبات بردار است و مى‌توان تكامل تاريخ را ارزيابى و بطور حقيقى درباره آن داورى كرد.
نگرشى بر نظريّه‌هاى تكامل‌ آن دسته از انديشمندان و صاحب نظران كه تكامل تاريخ را به صورت عينى امكان‌پذير و قابل اثبات مى‌دانند، در مورد حركت و تحوّل تاريخ سه نظريّه عمده ارائه داده‌اند:
حركت انحطاطى‌ تكاملى‌ ادوارى‌ ١- حركت انحطاطى:
طرفداران اين نظريه معتقدند كه تاريخ همواره سير نزولى دارد و جوامع، رفته رفته از قُلّه سعادت دورتر مى‌شوند. «٢» ٢- حركت تكاملى:
اكثر مورّخان و فلاسفه تاريخ (بويژه از قرن هفده به بعد) بر اين نظرند كه تاريخ داراى ترقى مداوم و صعود مستقيم است و پيوسته از وضعيّت پست به وضعيّت عالى در حركت است و از نظر پيشرفت عقلانى و اخلاقى گويا بر نردبانى قرار گرفته است كه بى‌انتهاست و زندگى نسلهاى متوالى بشرى در طى اعصار گذشته مانند زندگى انسانى است كه هميشه زنده است و مدام ياد مى‌گيرد و هر چه زمان بگذرد جامعه انسانى به كمال و سعادت نزديكتر مى‌شود. «٣» ٣- نظريّه ادوارى:
اين نظريّه، تاريخ را قابل تكرار مى‌داند و معتقد است كه تحوّلات تاريخى بر محور حركت تصاعدى و تنزّلى دور مى‌زند يعنى تاريخ از نقطه‌اى شروع‌