تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٥٢
خلاصه ماركسيسم ماهيّت تاريخ را مادى وبرخاسته از روابط و شيوه توليد مىداند بدليل اصالت ماده و امور مادّى و تقدم آنها بر روح و پديدههاى روانى و بدليل تقدم نيازهاى مادى و اقتصادى انسان بر نيازهاى معنوى او. پس اخلاق، هنر، فكر و فلسفه و علم و معرفت تابع وضعيّت اقتصادى و كار و توليد است و از خود اصالتى ندارند و بطور مستقل نقشى در ساختن جامعه و تاريخ ندارند.
نظريه «ماديت تاريخ» يك فرضيّه ثاست و يك اصل علمى نيست و در عمل نيز نقض شده است بهعنوان مثال: بسا جوامعى كه ابزار توليد آنها بسيار سطحى و ابتدايى بود ولى علم و اخلاق و معنويت در سطح بالايى داشتهاند؛ بنابراين مبانى و پايههاى اساسى اين نظريه مردود است.
روح وجود استقلالى دارد و انديشه و نيازهاى معنوى مقدم بر كار و نيازهاى مادى است.
از نظر اسلام، تاريخ ماهيّت انسانى دارد و ابعاد معنوى انسان همانند علم، حريت، اخلاق و عقيده و ... سرنوشت جوامع بشرى را تعيين مىكند وامور مادى تنها جنبه ابزارى دارد و بس.
پرسش ١- ماديت تاريخ چيست؟
٢- مادّى بودن تاريخ بر چه اصولى استوار است؟
٣- به چه دليل مادّيّت تاريخ مردود است؟
٤- نظر اسلام درباره ماهيّت تاريخ و جامعه چيست؟