تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٨٤

سلسله قوانين كلى است ولى با اين وصف درهمه موارد درباره انسان مشابه صورت مى‌گيرد.
بنابراين، بررسى فلسفى در تحولات تاريخ، افزون بر اين كه ما را با آنچه كه در گذرگاه قرون و اعصار، رخ داده، آشنا مى‌سازد، مى‌تواند براى حيات آگاهانه آينده نيز آماده نمايد و ما را با شناخت كُلّيّات ارتباط انسان با خويشتن و جهان، برخوردار سازد.
افزون بر آن، حكمتِ نقل قِصص مختلف جامعه‌ها و اقوام و افراد گذشته در قرآن اين است كه ديگران از اعمال و پيامدهاى كار اقوام پيشين درس بگيرند و عبرت‌آموزند و اين درصورتى ممكن است كه يك واقعه تاريخى پديده‌اى منحصر به فرد و متعلّق به يك جامعه خاصّ نباشد، بلكه بتواند در جوامع ديگر نيز تكرار شود: «١» «انَّ فى‌ ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى‌» «٢» در آن [داستان موسى و فرعون‌] براى هر كه بترسد عبرتى هست.
به‌علاوه از نظر قرآن عمل شخص در خود وى خلاصه نمى‌شود بلكه رنگ جمع به خود مى‌گيرد و بايد با ديد «جامعه‌شناختى» به آن نگريست بدين معنا كه اگر افراد يك جامعه به عملى خاصّ دست بزنند، آثار خوب يا بدِ آن، بر همه افراد دامنگير مى‌شود:
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‌ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ» «٣» اگر مردم شهرها [و جامعه‌ها] ايمان مى‌آوردند و پرهيزگار مى‌شدند بركاتى از آسمان و زمين بر آنان مى‌گشوديم.
عكس آن امر هم صحيح است يعنى: اگر افراد يك جامعه راه كفر، نفاق، و ظلم در پيش گيرند پيامدهاى نامطلوب اين افعال گريبانگير همه افراد جامعه مى‌گردد مانند اينكه اگر يك يا چند نفر اصول بهداشتى را رعايت نكنند و مردم نيز به مبارزه برنخيزند، بيماريهايى كه شيوع مى‌يابد همه جامعه را مبتلا خواهد ساخت. «٤» و اين خود پيام خاص قرآن است كه مى‌فرمايد: