تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٣٥

اقتصاد و ... بدست‌مى‌دهد. «١» ٥- نپرداختن به جزئيات‌ مقصود قرآن ثبت جزئيات حوادث‌تاريخى نيست؛ بلكه مقصودش عبرت، حكمت و درسى است كه از تاريخ به‌دست مى‌آيد و آنها هم بدون بيان دقيق زمان و مكان در اكثر اوقات محقق مى‌شود. «٢» قرآن درمقام معرفى شخصيّتهاى تاريخى برهويت شخصى (زادگاه، پدر و مادر، سن، تحصيل، مدرك و ...) توجه نمى‌كند به جاى آنها به هدف نهايى مى‌پردازد؛ هنگام سؤال از ذوالقرنين به لياقت ذاتى و اكتسابى و توفيقات و امكاناتى كه خداوند به وى داده است، بسنده مى‌كند و تنها به شخصيّت ذوالقرنين مى‌پردازد و نه شخص وى. «٣» و همچنين در خصوص اصحاب كهف بدون اشاره به اسم و سن و سال و شغل، به جوانمردى، ايمان و اعتقاد راستين آنان تكيه مى‌كند:
«انَّهُمْ فِتْيَةٌ امَنوُا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدى‌» «٤» آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم.
چون آنچه كه هدف تاريخ را تأمين مى‌كند اين امور است نه شؤون شخصى افراد.