تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١١١
درس سيزدهم ارائه اسوههاى تاريخى (٢)
الگو بودن غير معصوم قرآن در معرفى الگوها و تبيين زندگى آنها، تنها به پيامبران و برگزيدگان بسنده نمىكند بلكهاز انسانهاى غير معصوم ولى وارسته و خودساخته كه با عقل و درايت خود، به مراحلى از انسانيّت رسيده و قدرت عملى و معنوى به دست آوردهاند نيز به عنوان الگو معرفى مىكند. قرآن مجيد بدينوسيله راه توجيهِ بهانه جويانى كه قُلّههاى رفيع معنوى را براى اف تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه ١١٦ ٣ - مالك اشتر ص : ١١٥ راد عادى و غير معصوم دست نايافتنى تصور مىكنند و آن را مخصوص مقام «عصمت» و «نبوّت» مىدانند، مىبندد. در اينجا به برخى از اسوههاى قرآنى اشاره مىكنيم:
١- ذوالقرنين او بنده صالح، خيرانديش و جامع «تخصّص» و «تعهّد» بود، و با تدبير و تلاش خود به مظاهرى از علم و صنعت دست يافت و يك فرهنگ و تمدّن عالى بنيان نهاد. او در مديريت جامعه، استفاده از قدرت مادّى و معنوى و به كارگيرى علم و صنعت، بهترين الگوى مخاطبان قرآن است.
ذوالقرنين در سه سفر مهم و پربركت بهسه نقطه جهان دستيافت: «مغرب الشمس»، «مشرق» و «بينالسدّين» خداوند همه اسباب برايش فراهم آورد و از نظر رأى و تدبير تقويتش كرد، علم و قدرت، امكانات و ابزار لازم در اختيارش نهاد، اسباب پيروزى، وسايل بنا و عمران و آبادانى و اسباب سلطنت و ديگر نيازمنديهايى كه در حيات ظاهرى و زندگى مادّى بشر، ضرورت دارد برايش تدارك ديد و اين حقيقتى است كه قرآن به