تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١٦

«لَقَدْ كانَ فى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاوُلِى‌الْالْبابِ» «١» در سرگذشت آنان درس عبرتى براى صاحبان انديشه بود.
از نظر قرآن و نهج‌البلاغه، عبرت‌آموز بودن حوادث و عبرت‌گرفتن، روح تاريخ است و بدون آن، تاريخ به پيكره جامد و بى‌جان مى‌ماند.
«عبرت» به معناى عبور كردن، گام‌فرانهادن و راه يافتن از بيرون يك چيز به درون آن است. «٢» عبرت پلى است از رويدادهاى تاريخى كه از آن بايد گذشت و به طبيعت و علل آنها رسيد و به باطنشان نفوذ كرد بسان نفوذ اشعه آفتاب، درون شيشه يا بسان دانش‌پژوهى كه از ظاهر «عبارت» عبورمى‌كند و به معنامى‌رسد و يا خوابگزارى كه از قالب تمثيلى رؤيا مى‌گذرد و به درونش راه مى‌يابد و آن را «تعبير» مى‌كند. «٣» در تفسير تاريخ بايد بدون پيش‌داورى به آن نگريست تا علل حوادث را دريافت و به قوانين كلى رسيد وگرنه تاريخ جز تلى از معلومات و محفوظات نخواهد بود؛ از اين روست كه انديشمندان متأخر، تاريخ را اين‌گونه تعريف كرده‌اند:
«تاريخ عبارت است از جدايى از طبيعت، درنتيجه بيدارى حسّ آگاهى.» «٤» و يا گفته‌اند:
«تاريخ حوادث و رويدادهايى است همراه با عوامل محسوس، قوانين كُلّى و علل منطقى كه به عنوان وقايع تاريخى ثبت نمى‌شوند.» «٥» مثلًا شروع جنگ جهانى دوم دو علت دارد: يكى حمله هيتلر به «دانتيسك» «٦» و ديگرى خودپرستى و عشق به قدرت حاكم بر هيتلر كه خود به آن اعتراف مى‌كند و مى‌گويد: