تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١١٣
به «مؤمن آل ياسين» و نيز به «صاحب ياسين» معروف شد، «١» از نقطه دوردست به سرعت و شتابان به قلب شهر آمد و به جمعى از مردم كه يكجا گرد آمده بودند، پيوست امّا فهميد كه آنها بر پيامبران و فرستادگان خدا شوريدهاند و درصدد قتل و شهادت آنان برآمدهاند. از اين رو با متانت و تدبير سنجيده، آنها را از اين عمل زشت باز داشت. با سخنان منطقى و با استدلال قوى، مردم را به پيروى از پيامبران الهى فراخواند. در اين رهگذر، به عقل ناب و فطرت سليم تكيه زد به مخاصمه و احتجاج برخاست و حجت و برهان آن جمع را باطل نمود و بدينسان از انبياى سهگانه اين ديار طرفدارى كرد و به دفاع از آنها پرداخت و به زبان نرم و چهره گشاده به ساكنان اين شهر پند و اندرز داد ولى سخنان وى درآنها اثرى نبخشيد و سرانجام دراين راه جان باخت و بهلقاى حق شتافت. «٢» آنچه از اين حادثه، بسيار آموختنى است و بيش از هر چيز بايد الگوى ما باشد اين است كه اين قهرمان فداكار از نبود يار و همفكر هراسى به خود راه نداد و با قلبى مطمئن و ايمانى راسخ و به تنهايى انجام وظيفه كرد و از نداشتن همراه و مددكار بهانهاى براى توجيه و ترك تكليف الهى نجست.
از آن مهمتر، اين مرد مؤمن در آزاد انديشى و طرز تفكر نيز بهترين الگوست زيرا او در شهرى مىزيست كه همگى كافر و مخالف اصل نبوت و انبيا بودند ولى هرگز تابع جوّ حاكم نشد و رنگ محيط به خود نگرفت و آزاد انديشانه حق را جُست و با عقل و درايت و فطرت سليم به توحيد گراييد و يگانهپرست گرديد. و براى هميشه به «مؤمن آل ياسين» معروف گشت. مردى كه خدا را به اخلاص مىپرستيد نه به طمع بهشت و نه از ترس دوزخ. به همين جهت قرآن او را از بندگان مكرم و برگزيده شمرده در حالىكه خداوند تنها دو طايفه را «مكرم» خوانده است. فرشتگان مقرب و مؤمنان خالص و نيز به همين دليل در روايات اسلامى از صديقين و سبقتجويان (پيشتازان) ايمان خوانده شده چنانكه از پيامبر اسلام نقل شده است كه فرمود: