تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٦١

درس هفتم عوامل منفى در حركت تاريخ‌ در كنار عوامل محرك تاريخ، سلسله عواملى وجود دارد كه در انحطاط جامعه و سقوط تمدنها مؤثّرند. از اين عوامل به «عوامل منفى» تعبير مى‌شود كه برخى‌از آنها عبارت است از:
ستم و ستمگرى‌ قرآن ظلم را ظلمت جامعه و از عوامل سقوط تاريخ و تمدن مى‌داند و در مبارزه با آن تأكيد بسيار دارد. پيروانش را به مطالعه در زندگى ستمگران امم گذشته فرامى‌خواند و از آنها مى‌خواهد كه به تاريخ ظالمان و مجرمان بنگرند، در پايان كارشان دقيق شوند و ببينند كه روزگارشان به كجا انجاميد:
«قُلْ سيرُوا فِى الْارْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الُمجْرِمينَ» «١» [پيامبر به مردم‌] بگو در زمين بگرديد و بنگريد كه فرجام مُجرمان چگونه بود.
قرآن در مواردى به سرنوشت محتوم و فرجام نهايى آنان مى‌پردازد و مى‌فرمايد:
«وَ لَقَدْ اهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا» «٢» و ما به يقين نسلهاى پيش از شما را هنگامى كه ستم كردند هلاك نموديم.
در اين آيه و آيات ديگر تصريح شده كه علت نابودى برخى از اقوام، جرم و ظلم آنها بوده و اگر ستمگر نبودند و به جُرم و جنايت دست نمى‌آلودند، سرنوشتشان اين چنين‌