تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٦٣

اظْلَمَ وَ اطْغى‌» «١» و اوست كه [قوم‌] عاد نخستين را هلاك كرد و [همچنين قوم‌] ثمود را، و كسى را باقى نگذاشت و نيز قوم نوح را پيش از آنها؛ زيرا كه آنان ظالمتر و سركش‌تر بودند.
ستمگرى از ديدگاه نهج‌البلاغه‌ نهج‌البلاغه نيز چون قرآن، ظلم و ستم را از اساسى‌ترين عوامل سقوط و تباهى جوامع بشر معرفى مى‌كند و سرنوشت محتوم ستمكاران را نابودى، و از دست رفتن قدرت و نيز شكست سريع كاخ ستم را از نتايج دنيوى استبداد مى‌داند:
«فَاللَّهَ اللَّهَ فى‌ عاجِلِ الْبَغْىِ وَ اجِلِ وَخامَةِ الظُّلْمِ» «٢» زنهار! زنهار! شما را به خدا! از تعجيل عقوبت و كيفر سركشى و ستم برحذر باشيد و از سرانجام وخيم ظلم بهراسيد.
با دقّت در كلمات نهج‌البلاغه معلوم مى‌شود كه هيچ آفتى بمانند استبداد، حركت منفى تاريخ و افول جامعه را سرعت نمى‌بخشد:
«وَ لَيْسَ شَىْ‌ءٌ ادْعى‌ الى‌ تَغْيِيْرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ تَعْجيلَ نِقْمَتِهِ مِنْ اقامَةٍ عَلى‌ ظُلْمٍ» «٣» هيچ چيزى در تغيير نعمتهاى خدا و تعجيل انتقام او سريعتر از اصرار بر ستم نيست.
يادآور مى‌شويم كه مسؤوليت ستم‌پذيرى كمتر از ستمگرى نيست و اسلام از هر دو به يك اندازه متنفر است زيرا اين جامعه ستم‌پذير است كه ستمگر را برمى‌انگيزد و خود در آتش آن مى‌سوزد.
ناسپاسى و رفاه‌زدگى‌ از جمله عواملى كه از نظر قرآن موجب انحطاط و حركت نزولى تاريخ مى‌گردد تكاثر