تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٧٠

خلاصه‌ استبداد فكرى و عملى از عوامل منفى حركت تاريخ و موانع مهم پيشرفت تمدّن است و سرنوشت بسيارى از اقوام و ملل گذشته را تغيير داده و سبب نابودى آنها شده است. قرآن گاهى از آنان نام مى‌برد و به برخى از جُرم و جنايتشان اشاره مى‌كند كه قوم «عاد» و «ثمود» از جمله آنهاست و گاهى بصورت كُلى و بدون ذكر نام و نشان، تاريخشان را باز مى‌گويد. نهج‌البلاغه نيز ظلم را سبب تعجيل در عقوبت و انتقام و تغيير نعمت خدا مى‌داند و پيروانش را از آن بازمى‌دارد.
كفران نعمت، تكاثر در مال و رفاه‌طلبى، رفته‌رفته حيات جامعه و تاريخ بشريت را تضعيف و آن را از مسير صحيح خود خارج مى‌كند و به سوى مفاسد و جرايم گوناگون سوق مى‌دهد. طبق سنت ثابت الهى، تاريخِ مترفان و سرمستانِ مالى دگرگون و شهرهايشان ويران مى‌شود، تمدّنشان به افول مى‌گرايد و سرانجام خداوند وارث آنها مى‌گردد.
سقوط ارزشهاى اخلاقى، پيدايش گرانى و فقر مالى، ركود در فعّاليّت‌هاى علمى، توليدى، اختلال در نظام دفاعى كشور و وابستگى صنعتى و نظامى از آثار ويرانگر رفاه‌زدگى است؛ سير نزولى تاريخ اسلام در دوره بنى‌عباس، تاريخ كشورهاى روم و چين نمودار روشنى از اين عامل است.
تبعيّت ناآگاهانه، از ديگر موانع حركت تكاملى تاريخ است. به همين دليل قرآن كريم و همچنين نهج‌البلاغه، آن را بشدّت نكوهش مى‌كنند. و بخشى از عقب‌مان تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج‌البلاغه ٧٥ نظر اسلام ص : ٧٤ دگى قافله بشريت را ناشى از تقليد كوركورانه مى‌دانند.
پرسش‌ ١- قرآن، نقش استبداد را در تاريخ، چگونه تحليل مى‌كند؟
٢- رفاه‌زدگى چيست و چه پيامدهايى دارد؟
٣- تجمّل‌گرايى چگونه مانع از حركت تكاملى تاريخ مى‌گردد؟ (با ذكر نمونه‌اى توضيح دهيد)
٤- اثر تقليد ناآگاهانه را در تاريخ گذشته چگونه مى‌بينيد؟