تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٢٩

درس سوم روش قرآن و نهج البلاغه در نقل و تحليل حوادث تاريخى (١)
همچنانكه قرآن و نهج البلاغه از نظر بينش تاريخى با منابع معمولى تاريخ متفاوتند، ازنظر شيوه تحليل نيز تفاوت زيادى با آنها دارند و مسائل تاريخ‌را با اصول و روشهاى خاصى تحليل مى‌كنند كه فراخور دقت و بحث و بررسى‌است و بر مورّخان و تحليلگران تاريخى و اجتماعى لازم است از اين روشها پيروى كنند. برخى از آن روشها بدين شرح هستند:
١- اسناد يقينى‌ قرآن و نهج البلاغه، در بُعد تاريخ چون ديگر ابعادشان متّكى بر «وحى» و «علم يقينى» هستند. «١» و مانند كتابهاى تاريخى و مورّخان معمولى نياز به اسناد و مدارك تاريخى و ارجاع به افراد و شاهدان عينى ندارند و خودشان سند معتبر و قطعى هستند.
به همين جهت درمقام نقل تاريخ ارائه سند نمى‌دهند. چرا كه گوينده آن يعنى خداوند «گواه صادق»، «حىّ وناظر» و حاضر در تمام صحنه‌هاست و همه حوادث با علم حضورى او انجام گرفته است.
«فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَ ما كُنَّا غائِبينَ» «٢» و مسلّماً (اعمالشان را) با علم (خود) براى آنان شرح خواهيم داد و ما هرگز غايب نبوديم.