تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١٤٦
صاحب الميزان در اين باره مىنويسد:
«آيه بر اين معنا دلالت دارد كه اين شكست و استيصال ايشان در جنگى واقع خواهد شد كه خودشان [كفّار] به راه مىاندازند و همينطور هم شد، يعنى جنگ بدر پيش آمد و كفّار در آن حادثه شكست خوردند. «١» فرجام خوارج اخبارى به على عليه السلام رسيد كه خوارج فساد به راه انداخته و براى مردم ايجاد مزاحمت مىكنند و در صدد قتل و غارت ياران تو هستند. از جمله عبدالله بن خباب و تعدادى از زنان مسلمان را كه همراه وى بودهاند، كشتهاند. امام عليه السلام يكى از يارانش را فرستاد تا از آنها بخواهد كه دست از فساد و كشتار بردارند. آنها گوش به پيام نسپردند و پيامآورش را كشتند خود امام عليه السلام بهسوى آنها رفت و از آنها خواست تا قاتلان عبداللَّه و ديگر مقتولان را براى قصاص و مجازات به وى تحويل دهند و نيز از آنها خواست تا از كارهاى زشت خود توبه كنند و بهسوى خدا باز گردند ولى آنان نپذيرفتند و بهسوى او تيراندازى كردند و باتفاق گفتند: «كُلُّنا قاتِليهِ» ما همگى قاتل عبدالله بن خباب هستيم.
حضرت با شنيدن اين جواب فرمود: «اللَّهُ اكْبَرُ الْان حَلَّ قِتالُهُمْ احْمَلُوا» «٢» اكنون كشتار آنان ثابت شد بر آنها يورش بريد. سپس سرنوشت آن مجموعه را پيشگويى كرد و فرمود:
«مَصارِعُهُمْ دُونَ النُّطْفَةِ، وَاللَّهِ لا يُفْلِتُ مِنْهُمْ عَشْرَةٌ وَ لا يَهْلِكُ مِنْكُمْ عَشْرَةٌ» «٣» قتلگاه آنان در كنار نهر است؛ به خدا سوگند از آنها ده نفر باقى نخواهد ماند و از شما ده نفر كشته نخواهد شد.
هنگامى كه جنگ به پايان رسيد از آنان نه نفر جان سالم به در بردند و از اصحاب