تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٣٠
البتّه قرآن گرچه دراصل تاريخ با اتّكا بر اعتبار وحى سخن مىگويد ولى در مورد آثار و پيامدهاى دنيوى حوادث، به روش تجربى توصيه كرده و بطور مكرّر پيروانش را به ملاحظه آثار گذشتگان فرا مىخواند:
«قَدْ خَلَتْ مِنْقَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسيرُوا فِىالْارْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَكانَ عاقِبَةُالمُكَذِّبينَ» «١» پيش از شما، سنتهايى وجود داشت؛ پس بر روى زمين، گردش كنيد و ببينيد سرانجام تكذيب كنندگان چگونه بود! حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«آيا در آثار گذشتگان براى شما جلوگيرى (از ارتكاب فساد نيست) و آيا در سرگذشت نياكانتان اگر تعقّل كنيد عبرتى برايتان نيست؟ آيا نمىبينيد كه گذشتگانتان بر نمىگردند و جانشينانى كه از آنان ماندهاند، بقايى ندارند؟ ...» «٢» ٢- الگوسازى از آنجا كه وجود الگو از نظر تعليم و تربيت تأثير زيادى بر افراد و جامعه دارد قرآن و نهجالبلاغه براى درسآموز بودن تاريخ واخذ تجربه و تربيت از آن، به «سمبل» و «اسوه» قرار گرفتن چهرههاى شايسته، توصيه و تصريح مىكند؛ درباره حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ» «٣» براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى است.
و درباره حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد:
«قَدْ كانَتْ لَكُمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فى ابْراهيمَ وَالَّذينَ مَعَهُ» «٤»