تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١٠٩

«انَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ امَنُوا ...» «١» ولى و سرپرست شما تنها خدا، پيامبرش و كسانى هستند كه ايمان آورده‌اند.
با توجه به روايات زيادى كه در شأن نزول اين آيه از طريق سنّى و شيعه رسيده است و با اطمينان كامل از صحّت سند آنها و انطباق كامل آنها با آيه روشن مى‌گردد كه مقصود از مؤمنان كه بر مردم ولايت دارند امام على عليه السلام است. «٢» كسى كه از جانب خدا ولايت دارد به حق شايسته اقتداست و بايد الگو باشد؛ چنانكه خود آن حضرت در نهج البلاغه خود را مقتدا و اسوه معرفى مى‌كند و مى‌فرمايد:
«الا وَ انَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ اماماً يَقْتَدى‌ بِهِ وَ يَسْتَضيئىُ بِنُورِ عِلْمِهِ» «٣» هشدار كه هر مأمومى را امامى است كه به او اقتدا مى‌كند و از نور علمش، روشنى مى‌گيرد.
در جاى ديگر خود را چراغ هدايت مى‌خواند و مى‌فرمايد:
«انَّما مَثَلى‌ بَيْنَكُمْ كَمَثَلِ السِّراجِ فِى الظُّلْمَةِ يَسْتَضيئىُ بِهِ مَنْ وَلَجَها» «٤» جز اين نيست كه مثل من در ميان شما مثل چراغ در تاريكى است، كسى كه در ظلمت به آن چراغ نزديك شود از روشنايى‌اش برخوردار مى‌گردد.
علاوه بر آن حضرت از اينكه سرمشق ديگران نباشد نگران است:
«أَ اقْنَعُ مِنْ نَفْسى‌ بِانْ يُقالَ هذا اميرُالْمُؤْمِنينَ وَ لا اشارِكُهُمْ فى‌ مَكارِهِ الدَّهْرِ، اوْ اكُونَ اسْوَةً لَهُمْ فى‌ جُشُوبَةِ الْعَيْشِ» «٥» آيا به همين بسنده كنم كه امير مؤمنانم بخوانند در حالى كه عملًا در سختيهاى زندگيشان شركتى نداشته باشم يا در شدايد زندگى الگويشان نباشم؟