تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٩٩
گرچه «تُبّع» به پادشاهان يمن گفته مىشود ولى در اينجا مقصود يكى از سران اين قوم است كه «اسعد ابو كرب» نام داشت او مردى بود مؤمن و عاقل و انگيخته شدن پيامبر اسلام را لحظهشمارى مىكرد و به مردم مدينه توصيه مىنمود كه وقتى محمد صلى الله عليه و آله مبعوث شد بر او ايمان بياورند و از او پشتيبانى كنند و خود او طبق روايات اسلامى به پيامبر اسلام ايمان آورد ولى افرادى كه زير سلطه او بودند به سخنانش گوش نسپردند و به پيامبر خدا ايمان نياوردند خدا هم نابودشان ساخت. «١» حوادث تاريخى در نهجالبلاغه امام على عليه السلام در نهجالبلاغه، افزون بر تحليل، ارزشيابى، و تبيين عوامل تكامل و انحطاط تاريخ و تمدّن، به سرفصلهاى مهم تاريخى مىپردازد از جمله: پيدايش انسان و جهان، بعثت پيامبران و اشاره به زندگى برخى از آنان همانند: صالح، سليمان، داوود، بنى اسرائيل، دوران جاهليّت و عصر بعثت، حيات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از ولادت تا وفات.
حيات سياسى خود و تحليل مقاطع حسّاس زندگى خويش چون: سقيفه، جمل، صفّين، حكميّت، خوارج و مبارزه با بنى اميّه و ... بهعلاوه، حضرت در مواردى درباره افرادى كه در سير صعودى تاريخ نقشى داشتند؛ سخن گفته است همانند مالك اشتر، ابن عباس، عمار ياسر، اباذر و ... همچنين به تاريخچه اشخاصى كه در ركود مقاطعى از تاريخ اسلام نقش داشتهاند اشاره مىكند مانند معاويه، عمرو عاص، طلحه، زبير، مروانبن حكم و امام عليه السلام در مواردى از زندگى برخى از امم و اقوام گذشته پرده برمىدارد و بخشهاى عبرتانگيز آنها را به نمايش مىگذارد كه به بيان يكى از آنها مىپردازيم:
اصحاب رسّ:
اين قوم، زندگى خرافهآميز داشتند از پيامبران و پيام آنان سرپيچى مىكردند و سرانجام تن به ذلت و خوارى دادند و به هلاكت رسيدند و عبرتى براى آيندگان گشتند چنانكه حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«ايْنَ اصْحابُ مَدائِنِ الرَّسِّ الَّذينَ قَتَلُوا النَّبِيِّينَ، اطْفأُوا سُنَنَ الْمُرْسَلينَ وَ احْيَوْا