تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٩٥
درس يازدهم حوادث تاريخى در آيينه قرآن و نهجالبلاغه (٢)
اصحاب «اخدود» «اصحاب اخدود» ستمگران و شكنجهگرانى بودند كه زمين را مىشكافتند و آن را پر از آتش نموده و مؤمنان و موحّدان را به جُرم ايمان به خدا در آنجا مىافكندند و تا آخرين نفرشان را مىسوزاندند و اينسان از آنها انتقام مىگرفتند. قرآن از اين حادثه با تنفّر ياد مىكند و عاملان آن را مستحق بلا و عذاب دردناك مىداند:
«قُتِلَ اصْحابُ الْاخْدُودُ النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ اذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنينَ شُهُودٌ وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ الَّا انْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزيزِ الْحَميدِ» «١» مرگ بر آتشافروزان گودال پر آتش. همان آتش مايهدار آنگاه كه آنان بالاى آن [خندق به تماشا] نشسته بودند و خود بر آنچه بر [سرِ] مؤمنان مىآوردند گواه بودند و از آنان كينهاى نداشتند [و عيبى نگرفته بودند] جز اينكه به خداوند نفوذ ناپذير و ستوده ايمان آورده بودند.
شكنجه و كشتار مؤمنان، توسط كژانديشان و گمراهان، از قديمالايام امرى متداول بود از جمله گمراهان، ذو نواس، آخرين پادشاه يهودى «يمن» بود كه به نخستين مسيحيان «نجران» در شمال يمن حمله كرد و آنها را به جرم اعتقاد به دين مس تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه ١٠٠ اصحاب رس:
ص : ٩٩ يح و براى ايجاد گرايش به آيين يهود، سخت مورد شكنجه و تهديد قرار داد و گروهى از آنان را در گودالهاى آتش و كورههاى آدمسوزى زنده زنده سوزاند. «٢» استمرار حادثه:
خداوند با جمله «قُتِلَ» (: كشته باد) خشم و تنفر شديد خود را از