تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٨٩
چشمهسارها و نهرهاى پر آب، مزارع پهناور، قصرهاى سر به فلك كشيده و زيبا در اختيار داشتند، از ميوههاى گوناگون بهرهمند بودند. از نظر اجتماعى نيز در آسايش و امنيّت كامل به سر مىبردند ولى اين همه نعمت را در راه صحيح مصرف نكردند بلكه از آنها در جهت رواج فساد و طغيان سود جستند، مجالس عيش و عشرت بر پا كردند، عدّهاى را به استضعاف مالى و فكرى كشيدند و طبقه محروم را استخدام كردند و خداوند حضرت موسى را برانگيخت تا آنها را به ترك فساد، دادگرى و درستكارى فراخواند، ولى آناناز فرمان خدا اطاعت نكردند و به پيام موسى وقعى ننهادند. درنتيجه، به قهر الهى دچار شدند و به هلاكت رسيدند و آنچه داشتند ترك گفتند و به ديگران واگذاشتند:
«كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَريمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فيها فاكِهينَ كَذلِكَ وَ اوْرَثْناها قَوْماً اخَرينَ» «١» پس از خود، چه باغها و چشمهسارها بر جاى گذاشتند و كشتزارها و خانههاى نيكو و نعمتى كه در آن، غرق شادمانى بودند. بدين سان و ما آن نعمتها را به مردمى ديگر واگذاشتيم.
اين همه مال و مكنت، نه به وارثان آنها، كه به بيگانگان رسيد، به كسانى كه نه وارث سببى بودند و نه وارث نسبى، چنانكه نويسنده تفسيرالمراغى- كه خود از سرزمين مصر است- مىنويسد:
در سرزمين مصر مدتى آشوريها، بابليها و حبشيها حكومت كردند، مدتى فارس و يونان.
سپس روميان و عرب و مدّتى هم طولونيان، اخشيديان، فاطميان، ايّوبيان و مماليك حاكم گشتند. سپس تُرك، فرانسه و انگليس، يكى پس از ديگرى سرنوشت مردم اين ديار را به دست گرفتند و اينك «٢» ٣- آتشى از غيب از حوادث مهمى كه قرآن بدان پرداخته آتشسوزى باغِ «اصحاب الجنّة» است؛ آنان