تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٨٠

بيجان، پيوسته در مدارهايى از قوانين به‌وجود خود ادامه مى‌دهد.
٢- سيستم آزاد:
نظريّه دوم كه بر مبناى آزادى اراده و اختيار انسانى استوار است مى‌گويد: حيات و پديده‌هاى انسانى را نمى‌توان با موجودات ديگر مقايسه نمود و او را چون شؤون طبيعت اسير و دست‌بسته قوانين حتمى دانست؛ زيرا او موجودى‌است آگاه، داراى عقل و اختيار، آزادى تفكّر، و داراى قدرت پيش‌بينى، و ... و هيچ يك از آنها در ديگر موجودات زنده يافت نمى‌شود و انسان اين همه استعداد و امكانات طبيعى و انسانى را در اشباع نفس و حسّ خودخواهى به كار مى‌گيرد و آن هم حدّ و مرزى ندارد.
از اين رو نمى‌توان تاريخ بشرى را با قانون خاصّى توجيه كرد. «١» ٣- نظريه مقبول:
بى‌ترديد نظريّه اوّل به جهت افراط در تفسير مبناى تاريخ و نظريه دوم نيز بدين جهت كه جريان قوانين را بر انسانها منكر مى‌شود مردود است. نظر سوم كه نظريه اعتدالى، دور از افراط و تفريط و نظريه مطلوب و مقبول به‌نظر مى‌رسد عبارت است از: كيفيّت بافت تاريخ جوامع انسانى و سرنوشت افراد بشر از تفاعل با موادّ و رويدادهايى كه انجام مى‌دهند؛ بمانند سرنوشت دانه‌اى گندم، با چگونگى تفاعلاتى كه با ديگر موادّ خود دارد تعيين مى‌گردد. «٢» توضيح اينكه هيچ يك از اجزا و عناصر تشكيل دهنده تاريخ با ديگرى متباين و متخالف نيستند كه تحت جامع مشتركى قرار نگيرند. بلكه اغلب آنها معلولاتى هستند مستند به علل مشابه. بهمين جهت خود معلولات هم شبيه يكديگرند. به عنوان مثال: ما در هر مرحله‌اى از تاريخ و در ميان هر ملّتى هنگامى كه ستمگرى سردمداران جامعه‌اى را مى‌بينيم، نتيجه مى‌گير تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج‌البلاغه ٨٥ تشابه تاريخ ص : ٨٥ يم كه مردم آن جامعه، آماده طغيان و عصيان‌اند دير يا زود، مبارزه بى‌امان خود را در اشكال مختلف مى‌آغازند و يا مى‌دانيم كه احساس قدرت در خويش غالباً ملازم احساس بى‌نيازى است و طغيانگرى را به دنبال دارد. «٣» پس جامعه‌اى كه در خود، قدرت مالى، صنعتى و سياسى، احساس كند و از معنويت و امدادهاى الهى فاصله گيرد طغيانگرى را بايد انتظار كشد.