تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٥٧

كسب كند و چيزهايى بياموزد كه قبلًا نمى‌دانسته است:
«عَلَّمَ الْانْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ» «١» (خداوند) به انسان، آنچه را نمى‌دانست ياد داد.
و مى‌تواند آموخته‌ها و انديشه‌هايش را با الفاظ، حروف، كلمات و علامات لفظى به ديگران منتقل كند:
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْانْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ» «٢» خداوند رحمان، قرآن را تعليم فرمود، انسان را آفريد و بيان را به او آموخت.
و نيز مى‌تواند بوسيله يك سلسله علامات غيرلفظى چون خطّ، كتابت و ... تجربيات خود را حفظ كند و با حفظ آن به علم خود بيفزايد؛ چنانكه حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:
«فِى التَّجارُبِ عِلْمٌ مُسْتَأْنَفٌ» «٣» در تجربه‌ها آموزش جديد است.
اين ويژگيهاى سه‌گانه افزون بر غريزه كمال جويى و افزون طلبى، زندگى بشر را در افق جديد قرار داده است و تاريخ را قدم به قدم پيش برده و تمدنها و جوامع زيادى را پديد آورده است. «٤» ٧- ايمان مذهبى‌ آنچه از نهج‌البلاغه بر مى‌آيد اين است كه دين و ايمان و عقيده صحيح نقش مهمّى در ساخت و سير تاريخ دارد و به عنوان محور و مدار حركت جامعه به شمار مى‌رود؛ حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: