تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٥٦
برادر خود را كشت و از دفن او عاجز گشت. از كلاغ يادگرفت كه چگونه جسد برادرش را پنهان نمايد و به خاك بسپارد. پس هر كس به استعداد خود مىتواند در ساخت جامعه و حركت تاريخ نقشى داشته باشد. البته جاى انكار نيست كه اثر هركس نسبت به قدرت فكرى و علمى، پايگاه اجتماعى و خصيصههاى روحى اوست. بسان وزنهاى كه به استخرى پرتاب مىشود سنگ كوچك تنها در محيط بسته خود اثر نهچندان محسوس ايجاد مىكند ولى وزنهاى بزرگ و پرحجم موجى در آن ايجاد مىكند و بخشى از آب آن را بيرون مىريزد. بنابراين شخصيتهاى بزرگ و رهبران دينى در حركت و تحولات تاريخ نقش زيادى دارند چه بسا با ديد وسيع خود نظام و حكومت را تغيير مىدهند حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«اذا تَغَيَّرَ السُّلْطانُ تَغَيَّرَ الزَّمانُ» «١» هنگامى كه حاكم عوض شد زمان دگرگون مىشود.
دگرگونى بنيادين را در نهضت فكرى و سياسى امام خمينى بروشنى مىبينيم. يادآور مىشويم كه نظريه قهرمانان بُعدى از «نظريه فطرت و تكامل علمى» است، زيرا فطرت سالم افراد است كه تحت عوامل مختلف در افق خاصى قرار مىگيرد و تحت شرايط ويژه، شخصيت علمى و سياسى و ... كسب مىكنند و آثارى در تاريخ بجا ميگذارند.
٦- نظريه فطرت اين نظريه مبتنى بر سهپايه است و چون همه آنها به سرشت انسان برمىگردد، از اين جهت به «نظريه فطرت» يا «تكامل علمى» تعبير مىشود و آنها عبارتند از:
١- قدرت يادگيرى.
٢- قدرت ابداع و نوآورى.
٣- حفظ تجارب و انتقال آنها به ديگران.
توضيح اينكه: انسان برخلاف حيوانات استعداد علمى دارد يعنى مىتواند معارفى را