تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٥٣

درس ششم عوامل محرك تاريخ‌ بى‌شك تاريخ بر اصولى استوار است و علل و اسباب متعددى آن را به حركت وامى‌دارد. آنچه جاى بحث و تحقيق است تعيين و ارزيابى نقش اين اصول و عوامل است: در اين‌باره بيش از بيست نظريه ارائه شده است كه ما تنها برخى را از ديدگاه قرآن و نهج‌البلاغه بررسى مى‌كنيم:
١- نظريّه اقتصاد ماركسيسم اقتصاد و ابزار توليد را يگانه خاستگاه تاريخ مى‌شناسد. ماركس مى‌گويد:
«حركت تاريخ را، نيروهاى توليد و روابط توليدى تفسير مى‌كنند نه طرز تفكر آدمى» «١» ٢- نظريّه قدرت‌ برخى قدرت و توسعه طلبى را عامل حركت تاريخ مى‌دانند. برتراند راسل در اين باره مى‌گويد:
«خشايار شاه، هنگامى كه به آتن لشكر كشيد نه كمبود غذا داشت و نه كمبود پوشاك و نه ...
بلكه او بيش از هر زمان احساس بى‌نيازى و ايمنى مى‌كرد. او فقط در انديشه توسعه قدرت و جهانگشايى بود.» «٢»