تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٥١

نمى‌شود سخن گفته‌اند و به حيثيت ذاتى بشر و حفظ كرامت و بزرگوارى نفس توصيه نموده‌اند. حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:
«وَ اكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ انْ ساقَتْكَ الَى الرَّغائِبِ فَانَّكَ لَنْ تَعْتاضَ مِمَّا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً» «١» و جان خود را از هر كار پستى برتر بدان، اگرچه نفست آنرا بخواهد، زيرا هر مقدار از شرافت خود را اگر بخواهى در مقابل يك ميل نفسانى بپردازى عوضى ندارد.
انسان در منطق ماركس فاقد اراده و اختيار و آزادى در انتخاب است و به صورت ماشينى است در لابه‌لاى ابزار درحالى‌كه آزادى مهمترين عناصر تاريخ و جامعه است حذف آزادى از قاموس زندگى انسانى حذف حياتى‌ترين عنصر تشكيل‌دهنده جامعه است و تحقق آزادى مردم از سلطه ديگران و حاكميت و برخورد آزادمنشانه از اهداف انبياء بشمار مى‌رود.
«... وَ يَضَعُ عَنْهُمْ اصْرَهُمْ وَ الْاغْلالَ الَّتى‌ كانَتْ عَلَيْهِمْ» «٢» و بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) برمى‌دارد.
حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد:
«وَ لاتَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ لَقَدْ جَعَلَكَ‌اللَّهُ حُرّاً» «٣» بنده ديگرى مباش خداوند تو را آزاد قرار داده‌است.