تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٤٢
«هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبّى فَاذا جاءَ وَعْدُ رَبّى جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبّى حَقّاً» «١» اين رحمتى از جانب پروردگار من است، [ولى] چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن [سدّ] را در هم كوبد، و وعده پروردگارم حق است.
اين تواضع، خشوع، سپاسگزارى و ايمان به تحقق وعده الهى و ايمان به معاد ذوالقرنين را با كبر و كفر و غرور و رفاهزدگى صاحب دو باغ، مقايسه كنيد كه به محض ورود به باغ و مشاهده مظاهر زيباى طبيعت، آن را جاودانه پنداشت و وقوع قيامت را پندارى بيش نپنداشت و پرده جهل از درون خود برداشت و گفت:
«ما اظُنُّ انْ تَبيدَ هذِهِ ابَداً وَ ما اظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً ...» «٢» گمان نمىكنم اين نعمت هرگز زوال پذيرد و گمان نمىكنم كه رستاخيز بر پا شود و ٩- انديشه زايى قرآن در مقام نقل مقولههاى تاريخى به صرف نقل، بسنده نمىكند بلكه حوادث را با اصول و آداب هنرى، با زبان زنده و بيان فراگير تبيين مىكند تا شخص را به تدبّر، پرسش و پاسخ برانگيزد، به حركت درونى و زايش فكرى او بيفزايد و جمود انديشى را از وى بزدايد. در اين رهگذر به عناصرى مىپردازد كه مُبيّن اين معنا باشد، در اين باره به ذكر نمونهاى بسنده مىكنيم:
ابن سنان مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم مقصود از «آيات بيّنات» چيست؟ كه در اين آيه آمده است:
«انَّ اوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذى بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمينَ فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ» «٣» در حقيقت، نخستين خانهاى كه براى [عبادت] مردم نهاده شده، همان است كه در مكّه