تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٤٠
مجموع آنها نشاندهنده اين است كه امام عليه السلام در مقام نقل رويدادها و نقد و تحليل مقولههاى تاريخى و همچنين هنگام تبيين مسائل اجتماعى و مديريّتى، از اين واژگان استفاده مىكردند. بيان موارد يكايك آنها، خروج از حدّ اختصار و اعتدال و خستگىآور است.
٧- پيوستگى و تجانس هنگامى كه قرآن در سورهاى، يك هدف را دنبال مىكند، حوادثى را به دنبال هم مىآورد كه متجانسند يعنى تقارن زياد و پيوند تنگانگى ميان آنها حاكم است. براى نمونه: گوشههايى از تاريخ حيات «حنّانه» همسر عمران، «١» «مريم»، «زكريّا»، «يحيى» و «عيسى» بهترتيب در سوره آل عمران آمده است قرآن كريم با نقل هر يك از آنها، مسائلى از اسلام را مطرح مىكند و به تبيين فرازهايى از آن مىپردازد و در پايان به حادثه بزرگ «مُباهله» اشاره مىكند. دقت در آنها نشان مىدهد كه حوادث ياد شده نقاط مشترك و تقارن زيادى با هم دارند از جمله:
الف- عنصر عبادت: زندگى شخصيتهاى پنجگانه در مسير عبادت خداوند و در مقام تحكيم مبانى معنوى، طهارت باطنى و تزكيه نفس بود.
ب- عنصر اعجاز: رويدادهاى شخصيّتهاى ياد شده، اعجازآميز و همراه با خرق عادت و خلاف طبيعت است و هر يك مجسّمهاى از معجزههاى انبيا محسوب مىشود.
ج- وحدت اعجاز: عمل اعجازآميز در هر يك از شخصيّتهاى مذكور از يك نوع است و آن فرزند خواستن و فرزند داشتن است.
قرآن كريم اين حوادث مشابه و همسان را يك جا و در يك رديف مىآورد تا به خواننده متدبّر، تفهيم كند كه آيين اسلام، هرچند در محيط آلوده، دور از فرهنگ و تمدّن انسانى و آميخته به جهل و خرافات تولّد يافت ولى اعجازگونه رُشد مىيابد، از مخاطرهها و شكستهاى پندارى مردم جاهليت مىگذرد، فروغ آن در اطراف جهان پرتو مىافكند و نام محمّد صلى الله عليه و آله پيوسته مىدرخشد. آنگونه كه حضرت يحيى و عيسى عليهما السلام در