تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ٣٣

با دقت در آيات سوره يوسف روشن مى‌شود كه صفاتى كه مستقيم يا غيرمستقيم به زليخا نسبت داده شده و واژه‌هايى كه او را معرفى كرده همانند: «ظالمون»، «فحشاء»، «كاذب»، «مكار»، «گناهكار»، «خطاكار»، «گمراه»، «نادان» و «خيانت‌پيشه» در مجموع چهره او را مطرود و منفور مى‌سازد. «١» بويژه هنگامى كه از زبان وى نقل مى‌كند كه گفت:
«اكنون حقيقت آشكار شد و من به خواهش نفسم با يوسف قصد مراوده داشتم.» «٢» با اين عبارات و صفات زنى معرفى مى‌گردد كه عبرت‌آميز است و يك كلمه مدح از زيباييهاى ظاهرى او نشده و حتى نام او نيز نيامده‌است. «٣» ٣- تقطيع و تكرار تكرار وقايع تاريخى از روشهاى ديگر قرآن است كه نكات فراوانى دارد چون جريان بنى‌اسرائيل و حضرت موسى عليه السلام كه در اكثر سوره‌هاى قرآن به تفصيل، يا به اختصار و يا به اشاره و گذرا مطرح شده‌است؛ البته نه به صورت يكنواخت، كليشه‌اى و قالبى؛ بلكه به صورت مقطّع، گزينشى و با الفاظ و عبارات متفاوت كه خواننده خود بايد آنها را به هم م تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج‌البلاغه ٣٨ ب - عمودى ص : ٣٨ رتبط سازد. اين روش با وجود تكرار زياد دربردارنده نكات برجسته و درسهاى تازه‌اى است كه با ملاحت خاصّى، حسِ‌تنوع و تجدّدطلبى انسان را نيز به خوبى اشباع مى‌كند و هيچ‌گونه خستگى و تنفّرى پديد نمى‌آورد. با توجه به سودمند بودن تكرار، قرآن ديگران را نيز امر مى‌كند كه تذكرات مفيد را پياپى يادآور شوند كه تذكرات متوالى در تربيت و تزكيه نفس اثر زيادى دارد:
«وَذَكِّرْ فَانَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنينَ» «٤» و پيوسته تذكّر ده، زيرا تذكّر مؤمنان را سود مى‌بخشد.