تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١٧
«به سبب استعداد هاى سياسى من، همه چيز بسته به وجود من است و شايد در آينده مردى كه بيش از من قدرت داشته باشد اصلًا بوجود نيايد. پس وجود من عامل بس ذى قيمتى است.» «١» و با اين وصف حالت روانى و خودپرستى غالباً از وقايع تاريخى محسوب نمىگردد.
تاريخ با اين تعريف مىتواند قابل تفسير گذشته و پيشگويى آينده باشد. «٢» حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«اسْتَدِلَّ عَلى مالَمْ يَكُنْ بِما قَدْ كانَ فَانَّ الْامُورَ اشْباهٌ» «٣» بر پايه رويدادهاى تاريخى گذشته، در مورد آينده استدلال كن، چرا كه جريان هاى تاريخى همانند يكديگر است.
و نيز مىفرمايد:
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه ٢٣ ٢ - فراخوانى به مطالعه تاريخ ص : ٢٢ «وَ لَوِ اعْتَبَرْتَ بِما مَضى حَفِظْتَ ما بَقِىَ» «٤» اگر با چشم عبرت به تاريخ بنگرى (با جمع بندى درست) آيندهات را پاس خواهى داشت.
اقسام تاريخ تاريخ را، مىتوان به چند قسم تقسيم كرد:
١- تاريخ نقلى علم به وقايع و حوادث سپرى شده و اوضاع و احوال گذشتگان است. همانند جنگهاى صليبى، انقراض امپراتورى روم، تولّد يا ظهور حضرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و انقلاب اسلامى ايران. تاريخ به اين معنا داراى چهار مشخصّه است:
الف- جزئى بودن.