تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١٤٤
همانگونه كه لشكر ايران بر روم غلبه كردند ما هم به زودى بر اسلام پيروز مىشويم. اين نوع برداشت و تحليل سياسى، گرچه پايهاى نداشت ولى موجب تقويت روحى مشركان و تضعيف مسلمانان مىشد. خداوند براى بىاساس ساختن تحليل آنها و ايجاد روح اميد در مسلمانان و نيز براى اثبات معجزه بودن قرآن، اين آيات را نازل و شكست قريبالوقوع ايرانيان و پيروزى روميان را كه امرى ناممكن مىنمود، پيشگويى كرد. «١» دو پيشبينى:
قرآن، تحقّق دو امر مهمّ را در يك زمان، پيشگويى كرده است:
الف- پيروزى روم بر ايران: و اين در موقعيّتى بود كه چنين احتمالى نمىرفت؛ زيرا از طرفى جنگهاى ويرانگر سرزمين روم را در عمق خاكش متوقف كرده بود و همچنان بخشى از خاك آن در تصرّف ايران بود. چنانكه جمله «فى ادْنَى الْارْضِ» بر آن دلالت دارد و مقصود از آن (نزديكترين اين سرزمين) مرزهاى خود روم است؛ يعنى كشورى كه در درون مرزهايش شكست خورده، شكستى كه اميد پيروزى در آن نيست. «٢» گرچه احتمال مىرود كه مقصود از آن، نزديكترين نقطه به سرزمين حجاز باشد، در اين صورت نيز احتمال پيروزى نمىرفت. «٣» ب- پيروزى مسلمانان بر مشركان مكّه: ارزش اين پيشبينى هنگامى روشن مىشود كه بدانيم مكّه در آن روز، چه موقعيّتى داشت؟ در آن ايّام، مسلمانان مكّه، در اوج ضعف و ناتوانى بودند؛ نمىتوانستند مراسم عبادى خود را آشكارا انجام دهند، هر روز مورد آزار و شكنجه مشركان قرار مىگرفتند. بردهداران مكّه، باغداران طائف و كاروان داران قريش، حاكم اين ديار بودند. از سوى ديگر دنيا، بين دو قدرت تقسيم شده بود و سرنوشت ملّتها، در «قسطنطنيّه» يا در «مداين»- مركز دو قدرت «روم» و «ايران»- تعيين مىشد و سرزمين حجاز و مكّه و مدينه، در وسط اين دو قدرت جهانى قرار گرفته بود.
دنيا با اين قسمت جهان ارتباطى نداشت تا دريابد چه حركت و نهضت تازهاى شدهاست.
در چنين جايى هر موج و طوفانى كه پيدا بشود در صحراى تشنه اين ديار فرو مىرود و