تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١٢٧

درس پانزدهم سنّتهاى تاريخى (٢)
در قرآن و نهج‌البلاغه همه سنّتهاى الهى تبيين شده است كه ما به اختصار به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم با يادآورى اين نكته كه سنّتهاى اجتماعى در دو محور مطلق و مشروط بيان شده است و به ديگر سخن، سنتها بر دو نوع است: مطلق و مشروط ١- سنتهاى مطلق‌ سنتهاى مطلق به آن دسته از سنتهايى گفته مى‌شود كه مفهوم و مورد آن عمومى و ابتدايى است و معلول رفتار و عكس‌العمل مردم نيست، بلكه در هر شرايطى تحقق مى‌يابد كه به دو نمونه اشاره مى‌شود:
الف- هدايت عمومى:
آنچه از قرآن و روايات امامان معصوم و شواهد تاريخى برمى‌آيد، اين است‌كه خداوند در طول تاريخ پيامبرانى را براى هدايت «امّتها و جامعه‌ها» برانگيخته است نه به سوى «يكايك افراد». تعبيرات «امّت» «قريه و قرى‌» كه در ارتباط با انبيا ذكر شده است مؤيّد اين معناست:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى‌ كُلِّ امَّةٍ رَسوُلًا انِ اعْبُدُواللَّهَ ...» «١» و ما براى هر امتى رسولى برانگيختيم تا «خداى يكتا را» بپرستيد.
«وَ ما اهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ الَّا لَها مُنْذِروُنَ» «٢» وما [مردمِ‌] هيچ شهر و ديارى‌را هلاك‌نكرديم مگراينكه انذاركنندگانى (از پيامبران‌الهى) داشتند.