تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهجالبلاغه - وفا، جعفر - الصفحة ١٢٥

فرماندهى اطاعت نكردند و به طمع برخوردارى از غنايم جنگى، تنگه حساس و سوق‌الجيشى را ترك گفتند و پايين آمدند و دشمن از فرصت استفاده كرده و از همانجا غافلگيرانه به قلب لشكر اسلام نفوذ كردند و خاطره تلخى در تاريخ مسلمانان پديد آوردند. قرآن اين حادثه را قانونمندانه تحليل مى‌كند تا بر همگان معلوم گردد كه پيروزى حق الهى و حتمى يك مسلمان در هر شرايط نيست و شكست هم همواره مربوط به دشمن نيست. پيروزى و شكست بر حسب علل و اسباب طبيعى از يك سو و امداد الهى از سوى ديگر (و درشرايط خاص) است. «١» «انْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تَلْكَ الْايَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ» «٢» اگر (در ميدان احد) به شما جراحتى رسيد (و ضربه‌اى وارد شد) به آن جمعيت نيز (در ميدان بدر) جراحتى همانند آن وارد گرديد. و ما اين روزها (ى پيروزى و شكست) را در ميان مردم مى‌گردانيم.
دولت و سعادت گاهى براى يك گروه است و گاهى براى گروه ديگر و جاى تعجب نيست كه اين پيروزى گاهى براى حق باشد، گاهى براى باطل، زيرا گردش ايام، سنتى از سنن الهى است و طبق مصالح عالى كه عقلها از درك تمام جهات آن عاجزند در بين مردم در گردش است بدون اينكه در يكجا متوقف شود و قوم ديگرى را محروم نمايد. و اين موضوع منافاتى با پيروزى حتمى حق بر باطل ندارد زيرا حق در فراز و نشيبهاى مختلف قرار مى‌گيرد و سرانجام به پيروزى مطلق مى‌رسد. «٣»