نقاط استراتژيك جهان

نقاط استراتژيك جهان - جهان بین، اسماعیل - الصفحة ١٤٧

اقتصادى- تجارى در منطقه برخوردار است. و احتمال افزايش اين نفوذ در آينده وجود دارد. البته بر سر اين راه، مشكلاتى از قبيل رشد اقتصادى قابل توجه برخى از كشورهاى رشد ناسيوناليسم، ظهور چين و ژاپن به عنوان مراكز ديگر قدرت در منطقه و اختلاف برخى از متّحدان آمريكا (مانند استراليا و زلاندتو در چارچوب پيمانهاى دسته جمعى به چشم مى‌خورد.
ژاپن خواهان آن است كه از انزواى سياسى خارج شود و در اين زمينه بايد به نقش ژاپن در آينده اهميّت زيادى داد. اگر چه ممكن است بعضى از كشورهاى منطقه، اين موضعگيرى ژاپن را خطرى عليه منافع خود بدانند، زيرا ژاپن يكى از منابع اصلى كمكهاى اقتصادى به اين كشورها به شمار مى‌رود. تقويت و توسعه قدرت سياسى و امنيّت ژاپن به همراه سلطه اقتصادى موجود، مى‌تواند به نگرشهاى امپرياليستى ژاپن دامن زده و منافع ساير كشورهاى منطقه را به خطر اندازد.
در ضمن، احتمال گسترش روابط چين و ژاپن به دليل نياز ژاپن به مواد اوليه چين و نياز چين به آمريكانات علمى و تكنولوژيك ژاپن نيز وجود دارد.
در دهه آينده، نيروى دريايى نقش اساسى در برنامه هاى دفاعى آمريكا و در آسيا به عهده خواهد داش؛ زيرا نيرو قادر به حضور نظامى هسته اى و غيرهسته اى در منطقه است كه نتيجه آن حفظ و حمايت خطوط دريايى پاسيفيك مى‌باشد.
مجموعه اين تحوّلات به نوعى وضعيّت چند قطبى، حداقل در سطح منطقه منجر خواهد شد.