نقاط استراتژيك جهان - جهان بین، اسماعیل - الصفحة ١٠٢
عراق به درياى مديترانه و صرفهجويى كشورهاى مصرف كننده نفت به كمتر از نصف كاهش يافته، ولى با وجود اين، از اهميّت تنگه هرمز به خاطر تجارت بينالمللى كاسته نشده است.
بنابراين، به خاطر وجود منابع غنى در منطقه خليج فارس، ممكن نيست در دنيا، ابرقدرتى باشد و توجهش به خليج فارس و تنگه هرمز جلب نشده باشد. كشورهاى منطقه طى چند قرن گذشته، شاهد حوادثى در دنيا و منطقه بوده كه محور بسيارى از آنها، طمع قدرتهاى جهانى به خليج فارس و وحشت آنها از سلطه رقيبانشان بوده است.
اشتياق فروشندگان عرب و مصرف كنندگان غربى، به كاهش اتكاى خود به سواحل خليج فارس به عنوان مبدأ صدور نفت، آنها را به بررسى و اقدام در مورد راههاى صدور نفت از طريق خشكى وادار كرده است. ايجاد خطوط لوله نفت و انتقال نفت از طريق خشكى يكى از اين راههاست. تعدادى از خطوط لوله موجود كه در گذشته كشيده شده و هماكنون، برخى از آنها مشغول كار مىباشد، عبارت است از:
١. خطّ لوله رأس التنوره (از منابع نفتى عربستان در شرق آن كشور) به ترمينال يانبو (در ساحل درياى سرخ) و پالايشگاه زهرانى (در ساحل مديترانهاى لبنان).
٢. خطّ لوله كركوك (از منابع سرشار نفت شمال عراق) به دوريتول (در ساحل مديترانهاى تركيه) و بانياس (در ساحل مديترانهاى سوريه) و طرابلس (در ساحل مديترانهاى لبنان).
البتّه كار انتقال نفت از خطّ لوله رأس التنوره به زهرانى و از خطّ لوله كركوك به بانياس و طرابلس به دلايل سياسى و نظامى مدّتهاست كه متوقف شده است. اين كشورها براى افزايش ظرفيّت حمل و نقل خود از طريق خشكى پروژه هيا ديگرى در دست اقدام دارند.
نظام حقوقى حاكم بر تنگه هرمز بيشتر كشورهاى دنيا به دليل مجاورت با يك يا چند دريا، داراى مرزهاى دريايى بوده و حقّ حاكميّت بر قسمتى از آبهاى ساحلى خود را دارند كه به آن درياى سرزمينى گفته مىشود و حدود آن- از خط مبدأ- از سه مايل دريايى تا دوازده مايل دريايى مىباشد.