نقاط استراتژيك جهان

نقاط استراتژيك جهان - جهان بین، اسماعیل - الصفحة ٨٩

درس نهم نظام حقوقى حاكم بر خليج‌فارس‌ سوابق تاريخى اعمال حاكميّت در خليج‌فارس «١» خليج‌فارس به دليل وجود كشمكش و رقابت قدرت‌هاى استعمارگر در طول تاريخ، هيچ‌گاه وضعيّت حقوقى روشنى نداشته است.
اين منطقه، از ابتداى نفوذ پرتغالى‌ها در قرن پانزدهم ميلادى تا پايان سلطه بريتانياى كبير در خليج‌فارس (اوايل دهه ١٩٧٠) از يك آبراه بين‌المللى به يك منطقه استراتژيكى تبديل شد. اختلافات و رقابت كشورهاى ساحلى در مورد حدود قلمرو حاكميّت‌شان، با پيدايش نفت منطقه، جنبه ملموس‌ترى پيدا كرد.
قلمرو حاكميّت شيوخ و دولت‌هاى حاشيه خليج‌فارس، در گذشته، در محدوده به اصطلاح «مرزهاى مصلحتى» «٢» با خطوط مرزى مبهم مشخص مى‌شد. تعيين حدود ناحيه شمالى خليج‌فارس، شكل پيشرفته‌ترى داشت و سوابق ديرينه و ممتد تاريخى، حاكميّت دولت ايران بر قلمرو شمالى را بلامنازع كرده بود و قوانين حقوقى سياسى غرب هم آن را پذيرفته بود.
كنترل آبراههاى تجارى و حفظ بازارهاى واردات و صادرات كه براى قدرت‌هاى بزرگ خارجى از اهميّت خاصّى برخوردار بود، دست شركت‌هاى انگليسى و هلندى هند شرقى بود. شركت‌هاى ياد شده به عنوان بازوهاى استعمار، حاكميّت آنها را در اين منطقه اعمال مى‌كردند.
اساس سياست استعمارى بريتانياى كبير در خليج‌فارس بر اين ادّعا استوار بود كه‌