آينده جهان از ديدگاه اديان - مظفری، آیت - الصفحة ٧٨
به آينده و ظهور مهدى (ع) در حدود ٦ هزار حديث بيان شده كه اهل سنت نيز راوى بسيارى از آنها بودهاند، بنابراين نقطه ابهامى ندارد. البته درك برخى از روايات مشكل و برخى نيز به رمز است، امّا اين رمز گونگى جزئى از طرح است و چه بسا نكات امنيتى را لحاظ كرده است، بنابراين نقص محسوب نمىشود. شيعه تا كنون به همه شبهاتى كه درباره اين نظريه وارد شده به خوبى پاسخ داده و عقايد كيسانيه، ناووسيه، واقفيه را كه افراد ديگرى را مهدى موعود پنداشتهاند، با استدلال رد كرده است.
بسيارى از نظريههاى مربوط به آينده جهان، جامعه ايدهآل و مدينه فاضله پايان تاريخ را از نظر نوع حكومت، قانون، آزادى، ثروت، مالكيت، اصول و نظام قضايى، اصول اخلاقى، نظام فرهنگى و دين بى پاسخ يا مبهم گذاشتهاند، امّا شيعه درباره همه آنها چنانكه در صفحات آينده مىبينيم، جواب صريح و روشن دارد.
٧. زنده بودن نظريه شيعه درباره جهان فردا، موكول به آينده نشده است، بلكه امروز نيز الهامبخش بسيارى از جنبشهاى سياسى است كه در زمينهسازى تحقق آن نقش دارند. همچنين شيعه تنها تمدنى است كه منجى و موعودش زنده و عينى است و بر خلاف تمدنهاى ديگر، مانند بودايى، هندى، زرتشتى، مسيحى، يهودى و نيز صاحبان مكاتب الحادى و سكولار به آينده نامعلوم موكول نشده است. منجى تمدنهاى ديگر يك موجود ذهنى و اعتقادى است، امّا عينى نيست، يعنى زنده نبوده و در زندگى تجلى ندارد. در نظريه شيعه، امام زمان (ع) گرچه از ديدهها غايب است، امّا به طور فعال در زندگى بشر حضور دارد، زنده است و در ابعاد مختلف زندگى اعم از سياسى، فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و نظامى نقش دارد. «١» او واسطه فيض الهى است و امتياز والاى شيعه بر همه اديان و مذاهب اين است كه رابطه فيض و هدايت الهى ميان خدا و مردم را پس از ختم نبوت، نه منقطع بلكه مستمر و پويا مىداند.
نتيجه اينكه ديدگاه شيعه از همه برتر است چون، يك معرفت سازمان يافته است، ابعاد و جزئيات آن روشن بوده، از انسجام، استحكام، انتظام و هماهنگى برخوردار است.