آينده جهان از ديدگاه اديان

آينده جهان از ديدگاه اديان - مظفری، آیت - الصفحة ١٣١

شايان ذكر است كه در مراحل اوليه انقلاب، بر اثر تبليغات سوء مخالفان و القائات دشمنان، آن حضرت دچار مشكل مى‌شود. امّا پس از آشكار شدن حقانيت قيام امام زمان (ع)، همه مردم پاك طينت اعم از مسلمان و غير مسلمان به سوى او گرايش پيدا مى‌كنند.
دوم- گرايش‌ها و مواضع منفى (مخالفان انقلاب): همچون موافقان انقلاب مهدى (ع)، مخالفان او نيز به دو دسته مسلمان و غير مسلمان تقسيم مى‌شوند. مخالفان غير مسلمان آن حضرت را كافران، مشركان و معاندان تشكيل مى‌دهند: كه به دلايل اعتقادى و يا منافع شخصى، ستمگرى و هواى نفس به مخالفت آن حضرت برمى‌خيزند. سرمايه‌دارى كه قيام آن حضرت را ضدّ منافع خود مى‌بيند، حاكمان ستمگرى كه از قدرت خلع سلاح مى‌شوند و مجرمان و مفسدانى كه ديگر زمينه فساد براى آنان وجود نخواهد داشت، از جمله مخالفان انقلاب جهانى مهدى (ع) بوده، تحت پرچم سفيانى و دجّال و رهبران كفر به مقابله با آن حضرت برمى‌خيزند.
مخالفت اين گروه از افراد شايد تعجب چندانى را بر نينگيزد، چون تحمل عدالت براى چنين افرادى از هر امرى سخت‌تر است.
امّا علاوه بر اين گروه، بخشى از مسلمانان (از عوام و خواص) نيز به مخالفت با آن حضرت برمى‌خيزند! اين دسته غير از كسانى هستند كه بر اثر جهالت در ابتدا مخالفت كرده و پس از روشن شدن حقايق به آن مى‌گروند.
برخى از اين منحرفان با عقيده زير، نسبت به آن حضرت تشكيك مى‌كنند:
انّ هذا ليس من ذرية فاطمة (اوْ آل محمد (ص)) لو كان من ذُريّتها (او من آل محمد (ص)) لرحمنا «١» او از ذريه فاطمه يا آل محمد (ص) نيست، اگر چنين بود بر ما رحم مى‌كرد.
اين گروه تبليغ مى‌كنند كه كثرت قتل با سيره پيامبر رحمت، منافات دارد.
روشن است كه اقدام آن حضرت براى بر پايى عدالت است وامام معصومى كه عالى‌ترين درجه عدالت را داراست، همه اقداماتش را بر اساس حق و عدل انجام مى‌دهد، پس هر گونه شبهه در اين باره بى اساس است.