آينده جهان از ديدگاه اديان - مظفری، آیت - الصفحة ١٣٢
آن حضرت حتى از سوى برخى افراد تكفير مىشود؛ امام خمينى (ر ٠) رهبر و بنيانگذار انقلاب اسلامى مىفرمايد:
در حكومت عدل بقية اللّه هم عدالت جارى مىشود. لكن حبّهاى نفسانى در بسيارى از قشرها باقى است و همان حبّهاى نفسانى است كه در بعضى روايات هست كه حضرت مهدى را تكفير مىكنند. «١» در جاى ديگر، امام خمينى از مخالفت برخى از فقها و با آن حضرت سخن مىگويد:
در روايات قريب به اين معنا دارد كه بعضى فقهاء عصر با ايشان مخالفت مىكنند! «٢» طبرى در روايتى به اين مسئله اشاره مىكند:
و يسير الى الكوفة، فيخرج منها ستة عشر الفاً من البتريّه، شاكينّ فى السّلاح، قراّء القرآن، فقهاء فى الدين، قد قَرَّحوا جباهُهُم و شمّروا ثيابهم و عَمُّهُم النفاق و كُلُّهُمْ يقولون: يا بن فاطمة، ارجع لا حاجة لنافيك، فيضع السيف فيهم على ظهر النجف ... «٣» و حركت مىكند به سوى كوفه و از كوفه ١٦ هزار نفر بترّيه (طايفهاى از خوارج) عليه او خروج مىكنند، در حاليكه سراپا مسلح، جزء قاريان قرآن و فقيهان در ديناند. با اين توصيف كه پيشانىهايشان (از كثرت سجود) مجروح گشته و لباسهاى خود را جمع كرده (آمادگى كامل براى عبادت دارند) و نفاق وجودشان را فراگرفته است و همه آنان چنين مىگويند: اى پسر فاطمه برگرد نيازى به تو نداريم. آنگاه حضرت مهدى (ع) در پشت شهر نجف بر روى آنان شمشير مىكشد.
به هر روى اين گروه نيز به دليل هواهاى نفسانى، نفاق درونى و با تعلق به جاهلان متنسّك و عالمان متهتك، او را خارج از دين مىشمارند؛ چرا كه امام زمان (ع) كتاب جديد يعنى پيمان و قرائت جديدى از اسلام و متضاد با منافع آنان ارائه مىنمايد. روشن