عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٨٤ - ٢-٢ حضور دانشگاهيان و دانشجويان در جبهه
وقتى از انگيزۀ حضور اين نيروهاى متخصص در جبهه نيز پرسيده مىشد، مانند ساير نيروها پاسخ مىدادند كه انگيزۀ آنان اداى تكليف بوده است. براى مثال، علىرضا صالحى پزشكيار و دانشجوى رشته پزشكى دانشگاه شهيد بهشتى است. وى پنج بار، و در عملياتهاى كرخه نور، آبادان، بازىدراز و والفجرهاى ١،٢ و ٤ بهعنوان امدادگر در جبهه حضور داشته است. او مىگويد:
وقتى امام آمدن به جبهه را تكليف مىكند، دانشجويان هم مثل بقيه مردم احساس وظيفه مىكنند، چرا كه در غير اين صورت روز قيامت مسؤول خواهند بود. [١]
و يا پزشكى كه ٤٨ ساعت بيدار بوده مىگويد:
همين امروز ١٤ بار عمل جراحى كردهام. آخر مگر مىتوانم آرام بگيرم. . . به خدا سوگند هرگز تصور نمىكرديم ايمان، اين همه معجزهآفرين باشد. درد سنگين است، اما هدف و انگيزه چنان عزيز و محبوب [است] كه گويى تحمل درد و رنج هم يك وظيفه است و زخمىها آن را عبادت مىدانند. هزاران زخمى ديدهام كه هرگز بىتابى نمىكنند و چهره در هم نمىكشند و حسرت يك آخ گفتن را بر دل دژخيم نهادهاند. [٢]
در اين گزارش مختصر ملاحظه شد كه از دانشگاهيان شعارهايى شنيده شد كه از ساير اقشار مردم نيز برمىآمد و از پزشكان همان فداكارىها را ديديم كه از نيروهاى خطشكن، و از دانشجويان همان حماسهآفرينىها را ديديم كه از ساير رزمندگان اسلام. اين انگيزۀ مشترك و عمل مشترك بيانگر وحدت اهداف و غايات آحاد مختلف جامعه در دفاع مقدس بوده است. هر قشر
[١] . جمهورى اسلامى،٥/٧/٦٥، ص ٨.
[٢] . حسين در بهار شهادت، محمد اصغرى، ص ٨٣.