عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٦٩ - ١-١ فعاليتهاى زنان در پشت جبهه
تحميلى. . . در بسيج خواهران در اتاقكى انباشته از تراكتها و پلاكاردها، هركس كارى را به عهده گرفته بود. . . بچهها هرچند قوطى رنگى كه در خانه داشتيم آوردند. نقاش ما ابتدا طرحها را با مداد روى تختهها پياده كرد. چيزى كه در اين ميان كم بود، قلممو بود. نگاهى به هم انداختيم. . . من آستينم را بالا زدم انگشتم را در قوطى رنگ فرو بردم و شروع كردم به رنگ كردن. بقيه هم با خنده و شعف از اين كار پيروى كردند. آن شب را با طراحى تابلوها به صبح رسانديم. صداى اذان صبح كه بلند شد، كار طراحى ما نيز به پايان رسيده بود. نماز صبح را خوانديم و. . . . [١]
اگر برادران رزمنده در جبهه از ايثار خون خود در راه اسلام و كشور دريغ نداشتند، خواهرانى نيز در پشت جبهه با اهداى خون نقش مؤثرى داشتند. دكتر ميلانى، مدير عامل وقت سازمان انتقال خون ايران خاطرهاى از اهداى خون خواهران در مقطع عمليات كربلاى ٥ به نحو زير نقل مىكند:
. . . ساعت حدود ٣ [نيمه شب] بود. براى سركشى به سالن انتقال خون رفتم. در آنجا ديدم گروهى از خواهران براى اهداى خون از دولتآباد تهران به سازمان آمدهاند. با خودم فكر مىكردم واقعاً جز انگيزۀ خدايى چه انگيزهاى مىتواند اين خواهران را از اين مسافت دور براى كمك به جبهه بكشاند كه در اين ساعت شب در اينجا حضور يابند. [٢]
خواهر ديواندارى هم در اين باره مىگويد:
چون پسر بزرگم پانزده سال داشت و اجازه رفتن به جبهه به او نمىدادند و من علاقهمند بودم كه او به جبهه برود، لذا چون خود و فرزندانم نمىتوانستيم به
[١] . همان، ص ١٢-١٣.
[٢] . آشنايان ناآشنا، ص ١٦٥.