عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ٢٣٨ - ٤ شوق جهاد و عشق به جبهه
من هيچگاه ترديد براى ماندن در جبهه پيدا نكردم و اگر هم زمانى ترديد پيدا نمودم، بين اين بود كه در كردستان بمانم يا اهواز! [١]
او حتّى حاضر نشد براى زيارت دو هفتهاى خانه خدا، جبهه را ترك كند و مىگفت:
ما در اين جبههها، اجر زيارت خانۀ خدا را هم مىبريم. [٢]
شهيد حجةالاسلام سيد محسن روحانى، مسؤوليت آموزش عقيدتى - سياسى لشكر ١٧ علىبن ابى طالب را به عهده داشت، امّا بيشتر در خطوط مقدم حضور داشت و در اكثر عملياتهاى لشكر شركت داشت. وى در عمليات والفجر ٨ و در زير آتش شديد دشمن، با چالاكى تمام كيسهها را پر از شن مىكرد تا بچّهها سنگر بسازند و در خطوط پدافندى مانند يك بسيجى ساده در پاسگاهها پست مىداد. [٣]جملههاى ذيل از دستنوشتههاى آن شهيد عزيز است:
اگر به من بگويند چه آرزويى دارى مىگويم: آرزو دارم خدا توفيق دهد تا بتوانم به جبهه رفته و دين خود را به اسلام و امت اسلامى و شهدا ادا كنم. [٤]
مرحوم حجةالاسلام سيد حسين سعيدى، فرزند شهيد آية اللّه سعيدى، بچههاى رزمنده را جنود خدا مىدانست. گاه دست فرماندهاى را مىبوسيد و از صميم قلب به آن افتخار مىكرد. پيوسته اين كلام را تكرار مىكرد:
رزمندگان ياران جنگند نه خرابهها و ويرانهها! يادگارهاى جنگ، معنويت و صفاى رزمندگان است و بايستى اين يادگارها را با تمام صفايشان نگه داشت. [٥]
[١] . سخن شمع خاتم، تبليغات نيروى زمينى سپاه، ص ١٧.
[٢] . پيام انقلاب، ش ٢٣٠، دى ٦٧، ص ١٩.
[٣] . علمداران سرفراز، ستاد يادواره سرداران ل ١٧ علىبن ابى طالب، ج ١، ص ٧٣. (با اندكى تصّرف) .
[٤] . همان، ص ٨٣.
[٥] . ستارگان خاكى، محمّد خامهيار، ص ٤٣. (حجةالاسلام والمسلمين سيد احمد خاتمى) .