عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج5) - منصورنژاد، محمد؛ شيخيان، على - الصفحة ١٨٠ - ٦ حصر آبادان و عمليات ثامنالائمه
وارد جزيره آبادان شده و شهر را تهديد مىكرد، بيرون كنند و همين كار را كردند.
گاهى اوقات برادر صفوى به اهواز و محل استقرار ما مىآمد تا وسايل مورد نياز را بگيرد، امّا براى او مشكل درست مىكردند و وى را معطّل مىنمودند. ايشان هم به ديدن بنده و سايرين مىآمد تا مشكلش را رفع كند. او به اتفاق سايرين و با همان امكانات محدود، پايگاه كوچكشان را گسترش دادند تا اين كه بالاخره با همفكرى آنان و ارائه طرح لازم، حصر آبادان در عمليات ثامنالائمه شكسته شد. اين طرح را ايشان در يكى از جلسات شوراى عالى دفاع در دزفول آورد و براى ما مطرح كرد.
وقتى كه طرح عمليات ثامنالائمه از سوى برادران سپاهى مطرح شد، بنىصدر بهعنوان فرمانده وقت كل قوا، حتى حاضر به شنيدن حرف ايشان نبود تا چه رسد به اينكه به گفتهشان عمل كند! بنىصدر معتقد بود كه اينها بچه و خامند و وارد نيستند! در همين زمان برادر صفوى به ما متوسل شد. بنده هم ترتيبى دادم كه خود او طرحش را برداشت و به جلسه شوراى عالى دفاع آمد و گفت: اگر اين مقدار نيرو باشد، ما حصر آبادان را مىشكنيم.
البته موضوع زياد جدّى گرفته نشد، ولى بنده و برادران ديگر مثل آقاى هاشمى و مرحوم رجايى و آقاى پرورش كه در شوراى عالى دفاع آن موقع جبههاى قوى داشتيم، يك مقدار از آن طرح دفاع كرديم و بالاخره، دفاع ما موجب شد كه آنان طرح را قبول كردند و گفتند اين طرح بايد به لشكرى كه در منطقه مورد نظر حضور دارد، برده و تكميل شود. اين طرح به آنجا برده شد و بعد از ششماه تأخير، در سال ١٣٦٠ به اجرا درآمد و آبادان از حصر آزاد شد. [١]
[١] . حماسه مقاومت، ج ٢، ص ٩-١٠.