عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج1) - تقي زاده اکبري، علي - الصفحة ٦٥ - ٣-٩ نتيجه
جنگ ترسيم كردند، مكتب دفاعى و روابط انسانىِ درون مجموعه را برمىشمارد و عاشورايى جنگيدن، عمل به تكليف، شهادتطلبى، ايمان و. . . را از عناصر اصلى اين مكتب مىداند [١]. وى معتقد است:
روابط انسانى خاصّى در جبهه حاكم بود. اين روابط انسانى مقاومت را بسيار افزايش مىداد. مثلاً ما تا پايان جنگ بدون داشتن درجه جنگيديم، ولى به علّت همين روابط انسانى در كنترل و هدايت و فرماندهى رزمندگان مشكلى نداشتيم. [٢]
اينجا روابط انضباطى بين افراد نبود، درجهاى حاكم نبود. يك تصميم ارادى و ارزشى و اعتقادى و همچنين تخصصى و فنّى بود. . . هركس در هرجا قرار مىگرفت، احساس مىكرد اين تنگۀ اُحُد است كه اگر از دست برود، همهچيز از دست رفته است و لذا آنجا را از نظر اعتقادى محكم مىچسبيد و نگه مىداشت. . . ارتشهاى دنيا معمولاً اين يكپارچگى را وقتى نمىتوانند از لحاظ اعتقادى فراهم كنند، از طريق انضباط خشك به وجود مىآورند. براى ما واقعاً در صحنۀ عمل اين ولايت عينى حاصل مىشد. . . . همه مىگفتند ما براى اسلام مىجنگيم، ما براى خدا مىجنگيم، فرمانده ما امام است. اين ذهنيّتى بود كه عينى مىشد. . . به اين صورت كه به همه نقشهاى متناسب با آنها داده بوديم يعنى سعى مىكرديم به هركس متناسب با توانايى استعدادهاى خودش نقش مناسبى بدهيم. بعد كه نقشها داده مىشد، بايد در كل يكى مىشد يعنى بايد ما متّحد و يكپارچه مىشديم و سپس به اين مشكل حمله مىكرديم و اين يكى شدن باعث مىشد كه انضباط آهنين و قدرتمندى كه نانوشته و پنهانى است در درون رزمندگان به وجود آيد و آن انضباط درونى قدرتمند حاصل مىشد. [٣]
[١] . مجلۀ سياست دفاعى، ش ٣-٤، تابستان و پاييز ٧٥، ص ١٣-١٤.
[٢] . همان.
[٣] . همان، ص ٢١-٢٢.